The Farhud, Baghdad 1941. (Yad Yitzhak Ben Zvi Archive)

تـحولات‌ جنبش ملیگرایی عرب در عراق دوره عثمانی (١٩٠٨-١٩٢١)

پایگاه مطالعات عثمانی: کشور عراق در آغـاز‌ قرن بیستم میلادی بخشی‌ از‌ امپراتوری عثمانی و متشکل از سه ایالت بغداد، بصره و موصل بـود. مهم ترین حادثه در آن دوره پیـدایش جـنبش ملیگرایی عرب ، نهضتی فراگیر و منادی وحدت اعراب بود. در عراق جنبش ملی عرب‌ بر اثر عواملی چند شکل گرفت . این پژوهش با روش تحقیـق توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات از راه منابع کتابخانه ای سامان یـافته است و به دنبال پاسخ به این سؤالات است‌ که‌ جنبش ملی عرب در عراق تحت تأثیر چه عواملی شکل گرفت ؟ چه تحولاتی را طی کرد؟ و در پایان چه نتیجه ای از آن حاصل شد؟ نتایج پژوهش نشان می دهـد کـه در‌ نیمۀ‌ دوم قرن نوزدهم میلادی طبقۀ نخبۀ عراقی تحت تأثیر آموزش های نوین در مدارس عثمانی شکل گرفت . این گروه در حکومت ترکان جوان به هسته ملیگراهای عرب تبدیل شدند‌. سیاست‌ های تـحمیل هـویت ترکی بر اعراب نقش برجسته ای در برانگیختن حس هویت ملی و پیوستگی نخبگان عراقی با جنبش ملی عرب ایفا کرد. آن ها در پاسخ به سیاست‌ های‌ حاکمان‌ استانبول دست به برپایی گـروه‌ هـای‌ ملیگرا‌ و فعالیت در شهرهای عراق در راستای گسترش ملی گرایی عربی زدند. منتهی فعالیت آن ها در قالب حفظ وحدت امپراتوری بود‌؛ اما‌ براثر‌ تحولات جنگ جهانی اول اعراب عراق نیز به‌ سمت‌ اسـتقلال کـامل از حـکومت عثمانی حرکت کردند که نـتیجۀ آن شـرکت افـسران عراقی در انقلاب عربی ١٩١۶م بود. در‌ پایان‌ جنگ‌ مهم ترین نتیجۀ جنبش ملی عرب در عراق به قدرت‌ رسیدن اقلیت عرب های سنی مـنادی مـلیگرایی عـرب بود.

١. مقدمه

ملیگرایی عرب اندیشه ای است که معتقد است اعراب دارای زبـان ، تـاریخ و فـرهنگ‌ مشترک‌ هستند‌. این جنبش در قرن نوزدهم میلادی در ولایات عربی امـپراتوری عثمانی شکل‌ گرفت‌ (٣٩١‌ :٢٠٠٣ ,Alistair &McLean ). جنبش ملی گرایی عرب در عراق تحت تأثیر عواملی چند به‌ موازات‌ جهان‌ عرب گسترش یـافت . هـستۀ مـلی گرایی عرب نخست در میان عرب های سنی تحصیل‌ کرده‌ در مدارس نـوین عـثمانی در نیمۀ دوم قرن نوزدهم میلادی شکل گرفت ( :١٩٩١‌ ,Simon‌ ١۶٣‌-١۴٩). پیوستگی اعراب عراق با ملیگرایی عرب در حکومت ترکان جوان و سـیاست هـای آنـ‌ ها‌ ایجاد شد. عراقی ها تحت تأثیر دو مسئله واکنش نشان دادند. نـخستین و مـهم‌ تـرین‌ عامل‌ تحمیل هویت ترکی بر اعراب بود (٨٧ :١٩٨۵ ,Marr). دومین عامل سیاست های حاکمان ترک‌ بـر‌ پایـۀ واگـذاری امتیازات بازرگانی به کشورهای غربی بود (١۴٢-١٢٠ :١٩٩١ ,Haddad‌). عرب‌ های‌ عراق در واکنش به سیاست های حـکومت تـرک در تلاش برای حفظ هویت عربی گروه‌ های‌ ملی‌ گرا تأسیس کردند و از راه فعالیت در شـهرهای عـراق انـدیشه ملی گرایی‌ را‌ گسترش دادند (-٢١٣-١٢١-١١٨ :١٩٩٣ ,Tauber ٢٣٧). در این مقطع فعالیت اعراب عراق همانند اعراب‌ سایر‌ ولایات عـربی، حـفظ وحدت امپراتوری بود؛ اما با آغاز جنگ جهانی اول‌ افسران‌ عراقی به انقلاب عـربی ١٩١۶م ، پیـوستند و نـقش‌ مهمی‌ در‌ از بین رفتن وحدت امپراتوری ایفا کردند‌.

در‌ پایان جنگ ملیگرایان عرب که بریتانیا به آن هـا وعـده کشور مستقل عرب‌ را‌ داده بود، در تلاش برای‌ استقلال‌ عراق در‌ چارچوب‌ وحدت‌ عربی در سـال ١٩٢٠م ، امـیر عـبدالله‌ ١ (١٩۵١‌-١٨٨٢م ) فرزند شریف حسین (١٩٣١-١٨۵۴م ) را شاه عراق اعلام کردند(Sachar‌, ۱۹۶۹‌: ۳۶۶-۳۸۲; Atiyah, 1955: 113-119‌).

این رویداد هم زمان‌ با‌ اعلام سرپرستی بـریتانیا بـر عـراق‌ همراه‌ شد و آن کشور با تصمیم اعراب مخالفت کرد؛ اما در پی شورشی که‌ در‌ عـراق هـمراه و به انقلاب ١٩٢٠م‌ معروف‌ شد‌، بریتانیا برای راضی‌ کردن‌ ملیگرایان عرب ، کشور عراق‌ را‌ از ولایات بغداد، بـصره و مـوصل ایجاد کرد و ملک فیصل (١٩٣٣-١٨٨٣م ) را به حکومت‌ عراق‌ منصوب کرد (فرامکین ، ١٣٩٨: ۴۴٠-۴٣۵‌-۵۴٣‌-۵۴٢؛ مایر‌ و بـرساک‌، ١٣٩۴‌: ٢۶۴-٢۵١). در پیـ‌ این تحولات ملیگرایان عراقی که دوشادوش بـریتانیا عـلیه عـثمانی جنگیدند قدرت را در اختیار گرفتند‌.

بدین‌ سان مـسئلۀ پژوهـش حاضر تحولات جنبش‌ ملی‌ عرب‌ در‌ عراق‌ است . در این‌ راستا‌ سؤالات پژوهش این اسـت کـه جنبش ملی عرب تحت تـأثیر چـه عواملی ایـجاد شـد، چـه تحولاتی‌ را‌ طی‌ کرد و درنهایت چه نـتیجه ای از آن حاصل‌ شد؟

این‌ نوشتار‌ در‌ حوزه‌ پژوهش های تاریخی، با روش توصیفی تحیلی و با اسـتفاده از مـنابـع کتابـخانه ای سامان یـافته است . هدف اصـلـی پژوهش بررسـی تحولات عـراق (١٩٠٨-١٩٢١م ) و جـنبش ملی عرب‌ در این کشور اسـت .

دربـاره اهمیت و ضرورت پژوهش ، مقطع زمانی این تحقیق یکی از مقاطع مهم در تاریخ عراق اسـت . چـراکه تحولات این دوره منجر به شـکل گـیری عـراق امروزی‌ شد‌؛ بـنابراین شـناخت تحولات این دوره از منظر جـنبش مـلیگرایی عرب (نوآوری پژوهش ) از اهمیت و ضرورت پژوهش حکایت دارد.

در ادبیات پژوهش ، تحقیقی با موضوع و مسئلۀ پژوهـش حـاضر صورت نگرفته‌ است‌ ؛ اما درباره تـحولات مـقطع زمانی ایـن مـقاله ، مـیتوان به موارد زیر اشـاره کرد.

در «تاریخ نوین عراق » اثر فب مار تاریخ معاصر عراق‌ از‌ زمان تشکیل پایه های اصـلی‌ آن به سال ١٩٢٠م تا اندکی پس از آغاز جـنگ تـحمیلی عـراق عـلیه ایـران بررسی شده اسـت . کـتاب در ده فصل تنظیم شده است که‌ در‌ فصل اول و دوم تحولات‌ منجر‌ به شکل گیری عراق و سرپرستی بریتانیا بر ایـن کـشور بـررسی شده است . «تاریخ عراق : دیدگاه های اجـتماعی از تـاریخ عـراق مـعاصر» اثـر عـلی الوردی با دیدی جامعه شناسانه به بررسی‌ تاریخ‌ عراق پرداخته است . نویسنده در این اثر تاریخ عراق را از چهار قرن پیش که عراق از زیر نفوذ و قدرت دولت صفویان بیرون آمد تـا میانۀ حکومت هاشمی در قرن‌ بیستم‌ بررسی کرده‌ است . در حوزه تاریخ خاورمیانه ، ظهور ملیگرایی و شکل گیری کشورهای عربی نیز میتوان به «شاه آفرینان » اثر‌ کارل ارنست مایر و شارن بلر برساک، «صـلحی کـه همۀ صلح ها‌ را‌ بر‌ باد داد» اثر دیوید فرامکین ، «تاریخ خاورمیانه » اثر پیتر منسفیلد، «خاورمیانه در قرن بیستم » اثر ژان پیر ‌‌درینیک‌ و «سیاست و حکومت در خاورمیانه » اثر بورلی میلتون ادواردز اشاره کرد.

 

٢. شکل گـیری طـبقۀ‌ نخبگان‌ عراقی‌

اولین هسته ملیگرایی عرب در عراق در دوره تنظیمات ٢ دو رویداد رخ داد که تأثیر‌ طولانی مدتی بر عراق گذاشتند. نخستین رویداد در سال ١٨۴٨م ، اتفاق افتاد. در‌ پی سیاست تـمرکزگرایی و نـوسازی‌ امپراتوری‌ عثمانی، لشگر ششم امـپراتوری در بـغداد تأسیس شد. عراق به طور کامل زیر نظارت مستقیم درآمد و عراقی ها می توانستند در دستگاه دیوان سالاری حکومت شرکت کنند. اصلاحات آموزشی نیز کـه‌ بـه دنبال آن آمد، به ایـن مـعنا بود که عراقی های عرب می توانستند در ارتش و خدمات دولتی وارد شوند (١۵٢-١۵١ :١٩٩١ ,Simon).

دومین رویداد مهم انتصاب مدحت پاشا (١٨٢٢‌-١٨٨۴م‌ ) در سال ١٨۶٩م ، به استانداری بغداد بود. از مهم ترین اصلاحات وی تأسیس مدارس غیردینی بـود. مـهم ترین هدف وی از تأسیس این مدارس ، پرورش استعدادهای نظامی و دیوان سالاری برای‌ خدمت‌ به امپراتوری بود. عراقی ها نخست در این مدارس درس می خواندند، سپس برای ادامۀ آموزش به استانبول فرستاده می شـدند (١۵٢ :Ibid). بـدین سان در دو دهـۀ پایانی‌ قرن‌ نوزدهم میلادی، طبقۀ تحصیل کرده و روشنفکر عراقی شکل گرفت . آنچه درباره این گروه بسیار مـهم است ، تأثیر مدارس نوین بر اندیشۀ سیاسی آن ها بود. منابع مـدارس نـوین بـرای‌ نوسازی‌ امپراتوری‌ از دو منبع متفاوت سرچشمه‌ میگرفت‌ . یکی‌ از منابع اندیشه های نظامی آلمانی بود. در آن دوره اصلاحات در نیروهای نظامی بـه ‌ ‌سـبک آلمان دنبال شد. این دگرگونی‌ نیز‌ به‌ خاطر آغاز ارتباط گسترده امپراتوری عـثمانی و ایـجاد روابـط‌ دوستانه‌ با آلمان از سال ١٨٧٨م به بعد بود. این ارتباط و نزدیکی دو امپراتوری منجر به ورود افسران نـظامی آلمان‌ به‌ استانبول‌ در سال ١٨٨٢م شد ( :Ibid ١۵۵). این روابط باعث شد‌، آموزش های نظامی تـحت کنترل افسران آلمانی درآیـد و تـمرکز اصلی در مدارس نظامی بر تدریس شیوه های آلمانی‌ باشد‌. در‌ این مدارس اندیشه های کارل فون کلاوزویتس (-١٧٨٠ ,Carl von Clausewitz‌ ١٨٣١‌)، مبنی بر وجود یک دولت قدرتمند که مردم خود را همچون سرباز آموزش دهد، اندیشه های‌ بـیسمارک‌ (١٨٩٨‌-١٨١۵ ,Otto von Bismarck) درباره سیاست واقعیات و بیش از همه راهبرد او‌ بر‌ پایۀ‌ اتحاد آلمان و درنهایت اندیشه های کولمار فرایهر فن در گلتس (١٩١۶-١٨۴٣ ,Colmar Freiherr‌ von‌ der‌ Goltz) مبنی بر اینکه ارتش باید مدرسه ای برای تمام مردم باشد، بسیار نیرومند‌ بود‌. سـنت هـای نظامی پروس ، شامل تأکید بر دولت و پیروی از آن ، نظم و انضباط‌ فردی‌ و ایجاد‌ حس نیرومند در دانش آموزان در راستای اطاعت از حکومت و طرفداری از آن ، دیگر‌ منابع‌ الهام بخش مدارس بودند؛ اما این آموزش ها توجه کمی بـر مـبانی اجتماعی‌ و ارزش‌ های‌ دمکراسی داشتند ( :١٩٨۵ ,Marr 86).

مدارس نظامی آلمان تنها تأثیرگذار بر عراقی ها نبودند، گروه‌ دیگری‌-اگرچه کوچک تر-کسانی بودند که به مدارس ملکیه (آکادمی خدمات کشوری‌، مـدارس‌ غـیر‌ نظامی در راستای تربیت نیرو در بخش خدمات کشوری و دیوان سالاری) رفتند. آن ها تحت‌ تأثیر‌ آموزش‌ فرانسوی بودند. اگرچه عقاید لیبرال در این مدارس پالایه می شد، اما‌ یک‌ سنت فرانسوی دیـگر بـود کـه بر مدارس سلطان بسیار تـأثیر گـذاشت . در آن مـدارس اقتدارگرایی، قانون‌ ، نظم‌ و مدیریت خوب القا میشد (٨٧-٨۶ :Ibid).

در پی نظام اصلاحات و تأسیس‌ مدارس‌ نوین میان سال های ١٨٧٢ تا ١٩١۴م‌ ، از‌ هزار‌ و چهارصد دانشجویی کـه وارد مـدارس نـظامی استانبول‌ شدند‌، هزار و دویست تن از آن ها توانستند فـارغ التـحصیل و به عنوان افسر وارد‌ خدمت‌ در ارتش شوند. همچنین شصت‌ تن‌ نیز در‌ رشته‌ های‌ پزشکی، حقوق و مهندسی فارغ التحصیل شدند‌ (,Al‌- Qaysl 1958: 86)

طـبقۀ نـخبۀ عـراقی به تدریج با عقاید لیبرال و ملیگرایی‌ عرب‌ آشنا شدند. یـکی از منابع تأثیرگذار‌ بر افسران عراقی مطالعۀ‌ مخفیانۀ‌ آثار نامق کمال (١٨۴٠-١٨٨٨م‌ )، لیبرالیست‌ عثمانی بود. تحت تأثیر همین بـاورها بـسیاری از آن هـا در آینده به‌ انجمن‌ برادری عرب –عثمانی (جمعیه الإخاء‌ العربی‌ العثمانی‌) پیـوستند کـه خواهان‌ برابری‌ همۀ اتباع امپراتوری بود‌. افزون‌ بر این مطالعۀ آثار شاعر ترک عبدالحق حمید (١٨۵٢-١٩٣٧م ) نـیز بـر انـدیشۀ عراقی‌ ها‌ تأثیر گذاشت . درون مایۀ سروده های‌ وی‌ دربرگیرنده داستان‌ های‌ قـهرمانان‌ عـرب و فـتح اسپانیا به‌ دست اعراب بود. مطالعۀ چنین آثاری ضمیر عربی عراقی ها را آگاه کـرد و تـوجه آنـ‌ ها‌ را به فرهنگ و زبان عربی افزایش‌ داد‌ (٢۶‌-٢۵‌ :Ibid‌). بدین سان آگاهی‌ از‌ گذشتۀ افتخارآمیز اعراب منجر بـه تـوجه بیشتر به هویت عربی در میان عراقی ها شد.

برخورد‌ با‌ دانش‌ آموزان و روشـنفکران عـرب دیـگر راهی بود که‌ موجب‌ توجه‌ و ارتباط‌ دانشجویان‌ عراقی‌ به ملیگرایی عرب شد. هویت عـربی آن هـا جهان وطنی بود نه محلی و منطقه ای و بر میراث و زبان عرب تأکید داشت ؛ امـا اتـصال آن هـا به عروبه‌ در دوره ترکان جوان و سیاست خاص آن ها شدت یافت (٨٧ :١٩٨۵ ,Marr).

 

٣. افسران و روشنفکران عراقی در دوره ترکان جوان (١٩١۴-١٩٠٨م )

١-٣. واکـنش روشـنفکران عراقی در برابر ملیگرایی ترک، تلاش‌ برای‌ پاسداری از هویت عربی عراقی ها تـا انـقلاب ١٩٠٨م تـرکان جوان خود را بخشی از امپراتوری عثمانی می دانستند. پس از انقلاب ١٩٠٨م و بازسازی قانون اساسی ١٨٧۶م ، عراقی ها‌ آن‌ را پذیـرفتند و خـود را هـمواره با ترکها قسمتی از امپراتوری می دانستند که در حقوق و وظایف با یکدیگر بـرابر هـستند. حتی شاخه هایی‌ از‌ حزب اتحاد و ترقی در عراق‌ تشکیل‌ شد. در این دوره عراقـی ها وارد احزاب و فعالیـت های سـیـاسی شــدند. مهم تریـن آن ها، حزب برادری عرب –عثمانی بود که به دنبال‌ تـقویت‌ رابـطۀ اعراب و ترکها در‌ چارچوب‌ ملیگرایی عثمانی بود (٩۶-٩٢ :١٩۵٨ ,Al- Qaysl)؛ امـا ایـن روابـط دوستانه زیاد طول نکشید چراکه ترکان جـوان دو سـال بعد اهداف خود را آشکار کردند. آن ها به دنبال‌ تقویت‌ ملیگرایی ترک و زدودن هویت هـای مـلی سایر اقوام غیر ترک بـرآمدند. در ایـن دوره سیاست هـای بـسیاری از سـوی حاکمان استانبول انجام شد که اعـراب اصـلی ترین قربانیان آن بودند‌. این‌ سیاست ها‌ ایالات عربی و عراق را تحت تأثیر قـرار دادنـد. در پی سیاست های حاکمان ترک نظارت بـر علما‌ و دادگاه های شـرع افـزایش یافت .

اختیارات دادگاه های شـرع بـه دادگاه‌ های‌ عرف‌ منتقل شد. بسیاری از اعراب از دستگاه امپراتوری برکنار شدند. زبان تـرکی بـه عنوان زبان رسمی در ‌‌اداره‌ هـا و مـدارس گـسترش یافت و جایگزین زبـان عـربی شد (شاو، ١٣٧٠: ۵١۶/٢-۵٢٢). مقامات‌ عـرب‌ از‌ دیـوان سالاری امپراتوری اخراج شدند. والیان و قاضیان عرب از کار برکنار شدند. در عراق مقامات‌ عرب مـنصوب نـمی شدند. در آکادمی های نظامی علیه اعـراب تـبعیض قائل مـی‌ شـدند ( ,Tauber ۵٨-۵٨‌ :١٩٩٣‌). در پی ایـن سیاست ها اعراب عـراق به دنبال پاسداری از هویت عربی برآمدند و برای حفظ حقوق خود فعالیت های گسترده ای را شروع کـردند.

 

١-١-٣. تـشکیل گروه های ملیگرا

جمعیت «العهد‌» مـهم تـرین و تـأثیرگذارترین حـزب و گـروهی بود که بـه دسـت عراقی ها تشکیل شد. عراقی ها نقش برجسته ای در تشکیل آن بر عهده داشتند. هدف این گروه کـوشش در راسـتای اسـتقلال‌ اعراب‌ بود (٢٢٩-٢٢٨ :١٩٣٧ ,Ireland). اندیشۀ اولیۀ تأسیس چنین گـروه مـخفی نـخستین بـار در بـغداد تـوسط سه تن از افسران عراقی ایجاد شد. علی جـودت ایـوبی (١٩۶٩-١٨٨۶م )، جـعفر عسـگری‌ (١٩٣۶‌-١٨٨۵م ) و نـوری سـعیـد (١٨٨٨-١٩۵٨م ) پس از انقلاب ١٩٠٨م در واکنش به تبعیض و فشار حکومت ترک، تصمیم گرفتند گروهی تشکیل دهند که هـدف آن حفظ و گسترش حقوق اعراب بود‌ (Tauber‌, ۱۹۹۳: ۲۱۴).

نخستین نشست رسمی گروه در ٢٨ اکتبر ١٩١٣م برگزار شد. بسیاری از اعضای این گروه افسران ارتشی بودند که در آینده نقش برجسته ای در سیاست خاورمیانه‌ بازی‌ کردنـد‌. نوری سعیـد، بـرادران طـــه هاشمـی‌ (١٩۶١‌-١٨٨٨م‌ ) و یـاسیـن هاشـمی (١٨٨۴-١٩٣٧م )، مولود مخلص (١٨٨۵-١٩۵١م )، جمیل مدفعی (١٨٩٠-١٩۵٩م ) و علی جودت ایوبی از برجسته ترین افسران ارتش و حمدی‌ الباجه‌ جی‌ (١٨٨٧-١٩۴٨م ) و مزاحم الباجه جی (١٩٨٢-١٨٩١م ) نیز‌ از‌ افراد غیرنظامی گروه بودند (٢٢١-٢٢٠ :Ibid).

العهد برنامه هـا و اهـداف خود را در موارد زیر اعلام کرد: ١. جمعیت‌ العهد‌ گروهی‌ مخفی است که در استانبول تشکیل شده و هدف آن تلاش‌ برای به دست آوردن استقلال داخلی ولایات عـربی اسـت . ٢. گروه متعهد به ضرورت بـقای خـلافت اسلامی در دست‌ خلیفۀ‌ عثمانی‌ است . ٣. این گروه هدف خود را حفاظت از امپراتوری عثمانی در‌ برابر‌ استعمارگران غربی اختصاص داده است . ۴. از زمانی که ترکها به مدت شش صـد سـال در برابر‌ غرب‌ جبهه‌ ای را تـشکیل داده انـد، اعراب باید خود را در راستای خدمت‌ در‌ این‌ جبهه آماده کنند (سعید، بیتا: ۵٢/١).

فعالیت افسران عراقی جمعیت العهد منجر به نفوذ‌ فعالیت‌ های‌ ملیگرایی در عراق شد. طه هاشمی نقش مهمی در گسترش حـزب در بـیرون از‌ پایتخت‌ بر عهده داشت . او در دسامبر ١٩١٣م ، به عنوان فرمانده ارتش در یمن‌ برگزیده‌ شد‌. در طول سفر به یمن ، نخست به بیروت رفت در آنجا شاخۀ حزب به‌ رهبری‌ شریف الشریف تأسیس شد. سـپس بـه دمشق رفـت و در آنجا شعبه حزب توسط‌ خالد‌ الحکیم‌ تشکیل شد. در موصل نیز او عبدالله الدلیمی را مأمور تأسیس شعبۀ محلی حـزب کرد‌. سپس‌ دلیمی به همراه یاسین هاشمی ، مولود مخلص و شریف الفـاروغی نـشستی بـرگزار کردند‌. در‌ آن‌ نشست قرار شد در برابر بی عدالتی ترکها ایده های ملیگرایی عرب را در میان‌ افسران‌ ارتش‌ و غـیرنظامیان ‌ ‌گـسترش دهند و یاسین هاشمی به ریاست آن منصوب شد. افسران عراقی‌ مانند‌ علی جودت و عـبدالرحمن شـرف بـه حزب پیوستند. جمیل مدفعی نیز از استانبول اعلامیه ها و برنامه های‌ حزب‌ را به موصل ارسال مـی کرد (٢٢٣-٢٢٢ :١٩٩٣ ,Tauber). طه هاشمی‌ از‌ موصل به بغداد رفت و شاخۀ حزب به‌ رهبری‌ حمدی‌ البـاجه جی تشکیل داد.

تحسین علی و عبدالحمید الشلیجی از افسران ارتش به‌ همراه‌ ابراهیم حلمی العمر روزنامه نگار‌ بغدادی‌ عضو شاخۀ‌ بغداد‌ شدند‌. آن ها برنامه ای برای آزادی‌ عراق‌ از امپراتوری عثمانی داشتند که از مـوصل در شمال تا خلیج فارس‌ در‌ جنوب را شامل می شد. در‌ این راستا آن ها‌ در‌ تلاش بودند که شورشی در‌ موصل‌ و بغداد ایجاد کنند و آن را به سوریه گسترش دهند، زیرا شعبۀ حزب در‌ آنجا‌ فعال بود. رهبری ایـن شـورش‌ به‌ ابن‌ سعود (١٩۵٣-١٨٧۵م‌ ) پیشنهاد‌ شد اما درنهایت به‌ علت‌ اختلافات داخلی طرح آن ها لغو شد. طه هاشمی در بصره نیز شاخه حزب‌ را‌ به ریاست مزاحم الباجه جی تأسیس‌ کرد‌ (٢٢۴-٢٢٣‌ :Ibid‌). بـدین‌ سـان او در طول‌ این سفر نقش برجسته ای در گسترش حزب و ایده های ملی گرایانه در میان افسران‌ ارتش‌ و غیرنظامیان ایفا کرد. پس از جمعیت‌ العهد‌ می‌ توان‌ از‌ دو گروه العلم‌ الاخضر‌ (پرچم سبز، تأسیس ١٩١٢م ) و الید السـوداء (دسـت سیاه ، تأسیس ١٩١٣م ) یادکرد. اگرچه اهمیت و فعالیت این گروه‌ ها‌ در‌ اندازه جمعیت العهد نبود، ولی به هر‌ ترتیب‌ نشان‌ از‌ کوشش‌ عراقی‌ ها و نقش آن ها در جنبش ملی گرایی عرب داشت (سعید، بـیتا: ١٩/١-١٨؛ ١٠٢ :١٩۵٨ ,Al- Qaysl).

 

٢-١-٣. فـعالیت هـای ملیگرایی در شهرهای عراق برای گـسترش مـلی‌ گـرایی عربی

سید طالب نقیب (١٩٢٩-١٨٧١م ) از بصره یکی از شخصیت های برجستۀ عراق پیش از جنگ جهانی اول بود که در شکل گیری عراق مدرن نیز نـقش مـهمی‌ بـازی‌ کرد ( ,Ireland 1937: 231). سید طالب به هنگام انقلاب ١٩٠٨م ، به عـلت نـمایندگی خود از سوی مردم بصره در مجلس عثمانی در استانبول ساکن بود. او در استانبول تلاش‌ داشت‌ به مقام مهمی دست یابد اما در ایـن کـار شـکست خورد (الوردی، ١٣٨٩: ۵۴۶/١). بدین گونه پس از انقلاب ١٩٠٨م ، به عنوان یکی‌ از‌ مخالفان ترکان جـوان تبدیل شد‌. او‌ به عنوان ملیگرایی عرب در مجلس نمایندگان و در ولایت بصره مخالف حکومت بود (٢٣٣-٢٣٢ :١٩٣٧ ,Ireland).

اگرچه جنبه جداییطلبی عربی و جـاه طـلبی شـخصی‌ او‌ با یکدیگر درآمیخته بود‌، اما‌ اقدامات وی در دوره پیش از جنگ جهانی اول موجب پیـشرفت و گـسترش ملی گرایی عرب در بصره و سراسر عراق شد.

نخستین حرکت سیاسی سید طالب در راستای مخالفت با حـکومت‌ تـرک‌ تـأسیس شاخه ای از حزب «حر معتدل » در ماه ژوئن ١٩١١م ، در بصره بود. او سپس نامه هایی را به شـخصیت هـای مـشهور در شهرهای عراق فرستاد و از آنان خواست‌ که‌ شاخه های‌ حزب را در شهرهای خود افتتاح کنند. هـمچنین حـزب روزنـامه ای را به عنوان ارگان رسمی خود‌ به نام «الدستور» منتشر کرد و اغلب نویسندگان و دانشمندان بـصره بـا آن‌ همکاری‌ داشتند‌. اعضای حزب حر المعتدل در نوامبر ١٩١١م ، برای ایجاد اتحاد در برابر حـزب اتـحاد و تـرقی، به حزب ‌‌آزادی‌ و ائتلاف پیوستند. سید طالب نیز به پیروی از این اقدام نام حـزب خــود‌ را‌ به‌ شاخـه ای از حزب آزادی و ائتـلاف تغیـیر داد (الوردی، ١٣٨٩: ۵۴٧/١-۵۴٩)؛ اما همکاری سید‌ طالب با حزب ائتلاف تـا سـال ١٩١٣م ، بـیشتر طول نکشید، چراکه در مصر‌ حزبی بانام «لامرکزیه » تأسیس‌ شد‌. این حرکت نشان از انتقال جنبش بـیداری عـربی به گونه ای تازه داشت که دستاوردهای اجتماعی و سیاسی زیادی به همراه داشـت . سـید طـالب ارتباط خود را با ائتلافیون قطع و حزب خود‌ را با حزب لامرکزیه پیوند داد (الوردی، همان :١ /۵۴٩-۵۵١).

سید طالب در راسـتای پیـوند بـا مصر شاخۀ حزب ائتلاف را در بصره منحل کرد و جمعیت اصلاحی بصره را تأسیس کـرد‌ کـه‌ در اهداف و برنامه ها با حزب لامرکزیه در مصر ارتباط داشت . جامعۀ اصلاحی بصره به طور رسمی در ٢٣ فـوریه ١٩١٣م ، تـأسیس شد و بسیاری از افسران ارتش و اعضای سابق حزب‌ ائتلاف‌ به آن پیوستند (الدوری، ١٩٨۴: ٢۵٠). در پی تأسیس ایــن حـزب طالب نقیـب به همراه شیخ مبارک از کـویت ، شـیخ خـزعل (١٩٣۶-١٨۶٣م ) از خرمشهر و سایر مقامات اداری جلسه‌ ای‌ در راستای تـأسیس دولت خـودمختار در بصره تشکیل دادند (۴۵ :١٩۵٣ ,Longrigg). در این نشست همۀ رهبران توافق کردند، تمام تلاش خود را در جـهت کـسب استقلال عراق انجام‌ دهند‌.

سـپس‌ نـمایندگانی به کـربلا و نـجف فـرستادند‌ و پیام‌ ملی‌ گرایی را در آن مناطق پخش نـمودند. مـلیگرایان بغداد، استانبول ، مصر و سوریه نیز تصمیمات این اجلاس را تأیید کردند (٢٣٣ :١٩٣٧‌ ,Ireland‌). پس‌ از تـشکیل ایـن نشست در ٢٢ اوت ١٩١٣م‌ ، جامعۀ‌ اصلاحی بصره درخـواست های خود را منتشر کـرد کـه در روزنامه الدستور نیز منتشر شـد.

جـامعۀ اصلاحی بصره تقاضاهای‌ خود‌ را‌ به شرح زیر اعلام کرد:

ماده ٣: جامعه اصلاحی بـصره اعـتقاد‌ دارد که حکومت باید اسلامی بـاشد تـحت سـلطۀ خلیفه مسلمانان ، سـلطان بـزرگ و نظام امپراتوری بر آن حـاکم نـباشد‌. ماده‌ ۴: برقراری‌ مساوات میان همۀ شهروندان امپراتوری ، عدم دادن امتیازات به کشورهای بیگانه‌ و حفظ‌ حـکومت از دسـیسه و نفوذ بیگانگان . ماده ١۴: مجلس مستقلی بـاید تـشکیل شود کـه بـر والی و سـایر‌ مأمورین‌ نظارت‌ داشته بـاشد. استانداری که از مرکز تعیین می شود باید عراقی و زبـان دوایـر اداری نیز عربی باشد. ماده ٢٣‌: افسران‌ و سـربازان‌ وظـیفه در وقـت صـلح بـاید در عراق خدمت کـنند و در وقـت جنگ حکومت می‌ تواند‌ آن ها را به هر نقطه ای که می خواهد اعزام کند (الدوری‌، ١٩٨۴‌: ٢۵٠‌-٢۵١).

در پایان اوت ١٩١٣م ، جـامعه اصـلاحی بـصره اعلامیۀ تهدیدآمیزی منتشر کرد. در این‌ اعلامیه‌ ، سـیاست هـای حـکومت تـرکان جـوان در هـمراهی با صهیونیسم در فلسطین ، از دست‌ دادن‌ قلمروی‌ امپراتوری در روملیا (Rumelia)٣ و فروش زمین های عراق به خارجیان موردانتقاد قرار گرفت . در واکنش‌ حکومت‌ ترک تلاش کرد تا سید طالب را به قـتل برساند. کشمکش های‌ بین‌ سید‌ طالب و حکومت ترک همچنان ادامه داشت تا اینکه در سال ١٩١۵م ، پس از اشغال عراق‌ توسط‌ بریتانیا‌ به هند تبعید شد و تا سال ١٩٢٠م عراق را ندید (١٧١-١۶٩‌ :١٩٩٣‌ ,Tauber).

در سال ١٩١٣م ، ناسیونالیست های عـراقی، گـروه «النادی الوطنی العلمی» را در بغداد تأسیس کردند‌. ریاست‌ آن را مزاحم الباجه جی بر عهده داشت و بسیاری از جوانان به‌ آن‌ پیوستند و مبانی ملی گرایی را منتشر کردند‌ (سعید‌، ١٩٣۵‌: ٣٢/١). جدای از این گروه سه گـروه‌ مـلیگرای‌ دیگر در بغداد فعال بودند. گروه نخست با ملیگرایان سوری همکاری و از آن‌ ها‌ کمک می گرفتند. گروه دوم‌ نگاهشان‌ به سمت‌ مصر‌ بود‌ و خـواهان آن بـودند که خدیو مصر‌ به‌ عـنوان خـلیفه برگزیده شود. گروه سوم مستقل عمل می کرد و بر تلاش‌ و رهبری‌ خود متکی بود. اگرچه این گروه‌ ها جدا از یکدیگر‌ کار‌ می کردند، امـا در سـال‌ ١٩١٣م‌ ، اعراب در کشورهای مـصر، سـوریه و عراق تلاش های خود را یکی کردند، اختلافات‌ خود‌ را کنار گذاشتند و باهم همکاری‌ کردند‌ تا‌ اینکه درخواست مشترکی‌ را‌ از سوی خود به‌ استانبول‌ ارسال نمایند. همچنین این گروه ها اعلامیه هایی کـه از اسـتانبول و بصره می رسید‌ را‌ در بغداد منتشر می کردند. مطالب‌ اعلامیه‌ ها حاوی‌ این‌ بود‌ که عرب ها را‌ به قیام علیه غاصبان فرا می خواند (٢٣۵-٢٣۴ :١٩٣٧ ,Ireland). آن ها خواستار حکومت‌ بر‌ خود بودند و پیـروی از اسـتانبول را‌ محکوم‌ سـاختند‌.

در‌ سال‌ ١٩١۴م و کمی پیش‌ از‌ آغاز جنگ اول جهانی، گروهی از غیرنظامیان انجمنی مخفی در موصل تشکیل دادند که هدفش مبارزه‌ عـلیه‌ ترکان‌ و بدست آوردن استقلال عراق بود. نماد این‌ گروه‌ پرچم‌ (العلم‌ ) بـود‌. رهـبر‌ گـروه ثابت عبدالنور بود که عضو جمعیت العهد نیز بود. دیگر اعضای گروه رئوف الشهوانی و رئوف الغلامی بودند. فعالیت ایـن ‌ ‌گـروه تا سال ١٩١٩م ، ادامه پیدا کرد‌ تا اینکه به شاخه محلی جمعیت العهد در مـوصل تـبدیل شـد (٢٢٣ :١٩٩٣ ,Tauber).

 

٣-١-٣. فعالیت مطبوعاتی

وسایل ارتباط جمعی از مهم ترین ابزاری هستند که نقش مؤثری در تحت تأثیر‌ نـهادن‌ افکار عمومی دارند. هر جنبشی برای گسترش خود می تواند با به کـارگیری وسایل ارتباط جمعی بـه مـقصود خود دست یابد. جنبش ملیگرا در کشورهای عرب با تأسیس مطبوعات‌ در‌ این کشورها گسترش یافت . آن ها با بازگویی اندیشه ملیگرایی عربی مبارزه با دولت عثمانی را سرلوحه کار خود قراردادند (ضیاءالدین ، ١٣۶۵: ٣٠‌-۴٣‌).

در طول قرن نـوزدهم میلادی‌، تنها‌ چهار روزنامه در عراق منتشر می شد؛ اما میان انقلاب ترکان جوان تا حملۀ بریتانیا به عراق در سال ١٩١۴م ، شصت ویک روزنامه در‌ بغداد‌، بصره ، موصل ، نجف و دیگر‌ شهرهای‌ عراق منتشر مـی شـد (٣٨ :٢٠٠۵ ,Davis). پس از انقلاب ترکان جوان ، سیاست تمرکزگرایی و ترکیکردن باعث واکنش روزنامه های عراقی شد. آن ها عقاید خود را درباره خودمختاری و ملیگرایی عرب‌ همراه‌ با فعالیت های روزنامه نگاری ترکیب و منتشر کردند. در میان روزنـامه هـای عراقی می توان از دو روزنامه بغداد و النهضه نام برد.

نخستین روزنامه سیاسی «بغداد» نام داشت . آن روزنامه‌ توسط‌ مراد سلیمان‌ شقیق تأسیس شد و سپس حکمت سلیمان ریاست آن را بر عهده گرفت . ایـن روزنـامه در سال ١٩٠٨م‌ ، سه بار در هفته به زبان عربی و ترکی منتشر می شد‌ و یکی‌ از‌ نیرومندترین روزنامه های عراقی بود که از جنبش عرب دفاع می کرد. شاعران برجسته عراقی معروف الرصـافی‌ (‌‌١٩۴۵‌-١٨٧۵م ) و جـمیل صـدقی الزهاوی (١٩٣۶-١٨۶٣م ) در آن فعال بودند و عقاید خـود را‌ مـطرح‌ مـی‌ کردند (مروه ، ١٩۶٠: ٢١٣).

«النهضه » روزنامه سیاسی اجتماعی بود که در بغداد توسط مزاحم الباجه‌ جی و ابراهیم حلمی العمر در سال ١٩١٣م ، تأسیس شد. مصادف بـا گـسترش نـهضت‌ عربی در عراق ، این‌ روزنامه‌ سخنگوی جنبش عربی بـود. بـه همین علت حکومت عثمانی پس از انتشار یازده شماره ، آن روزنامه را توقیف کرد (همان : ٢١۴).

در این دوره انگیزش احساسات ملیگرایی عرب ها، آخرین و مـهم‌ تـرین کـمک ترکان جوان به مردم عراق بود. نظر به اینکه آن هـا کوشیدند تا در برابر تهدیدهای دنیای عرب ارکان حکومت خود را هرچه بیشتر استوار کنند، روی ترک بودنشان‌ تأکید‌ ورزیدند و آزادی های سیاسی را ممنوع کردند. این سیاست در عراق ظـاهر شـد. مخالفتی که به طورجدی پدید آمد در مرحلۀ‌ نخست‌ روی سه مطلب تأکید داشت : عدم تمرکز امور اداری و مـدیریت ، نـصب فـارغ التحصیلان عراقی بیش از ترکها در مناصب عالی و استفاده از زبان عربی در مدارس و ادارات . جوانان تـحصیل‌ کـرده‌ غـیرمذهبی عرب که در جستجوی ایدئولوژی جدید بودند به سوی ملیگرایی عربی روی آوردند (مار، ١٣٨٠: ۶٠).

 

٢-٣. واکنش جـامعۀ روشـنفکری عـراق در مقابل نفوذ اقتصادی غرب

بخشی از ملیگرایی‌ عرب‌ واکنشی‌ در برابر سیاست های ملیگرایی‌ حاکمان‌ تـرک‌ بـود؛ اما بخش دیگری از آن در واکنش اعراب به نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی غرب منعکس شـد. در عـراق الگـوی ضد‌ غربی‌ بسیار‌ قابل توجه بود و نقش مهمی در برانگیختن احساسات‌ ملیگرایی‌ داشت . برای اعـراب عـراق ، حزب اتحاد و ترقی ازیک طرف منشأ ترکیسازی و افزایش سیاست های تمرکزگرایانه و از سوی دیـگر مـنشأ‌ واگـذاری‌ امتیازات‌ تجاری به دولت های خارجی بود. الگوی ضد اروپایی در‌ عراق در مخالفت با دو طرح گسترش یـافت . طـرح نخست تلاش دولت های خارجی برای به انحصار درآوردن‌ حقوق‌ کشتی‌ رانی در حـوزه رودهـای دجـله و فرات در سال ١٩٠٩م و طرح دوم‌ نفوذ‌ در بخش کشاورزی در سال ١٩١٣م بود.

طرح نخست زمانی آغاز شد کـه حـزب اتـحاد و ترقی‌ تلاش‌ داشت‌ تا امتیازات دولت های خارجی را گسترش دهد، ازجمله مهم تـرین آنـ‌ ارائۀ‌ طرحی‌ به کمپانی کشتی رانی لینچ بود که در پی آن ، کمپانی لینچ انحصار کشتیرانی‌ را‌ در‌ رودهای دجله و فرات بـه دسـت می آورد (۴٣ :٢٠٠۵ ,Davis). هدف حزب اتحاد و ترقی‌ اخذ‌ وام بیشتر از بریتانیا در برابر واگذاری این امـتیاز بـود. حکومت تلاش داشت‌ تا‌ انحصار‌ بریتانیا را در مـنطقه بـه رسـمیت بشناسد تا بتواند با آن کشور روابط دوجـانبه‌ بـرقرار‌ کند ( ,Kayali١٠٠ :١٩٩٧)؛ اما در این ماجرا دولت مرکزی واکنش عناصر محلی‌ را‌ پیش‌ بینی نکرده بود، چـراکه مـنافع سیاسی و اقتصادی آن ها به خـطر افـتاده بود. ایـن پیـشامد‌ مـورد‌ مخالفت شدید نمایندگان عرب قرار گـرفت ، چـراکه آن ها، آن طرح را‌ به‌ عنوان‌ ضعف حکومت مرکزی در توجه به مرزهای عربی تـفسیر کـردند و مخالف نفوذ بریتانیا در منطقه‌ بودند‌.

ایـن‌ امتیاز مورد مخالفت شـدید عـراقی ها قرار گرفت و منجر بـه بـروز بحرانی‌ دوهفته‌ ای شد که در اثر مخالفت های شدید توافق های اولیه از میان رفـت . مـهم ترین‌ نتیجۀ‌ این بحران اتـحاد قـابل تـوجهی میان روسای قـبایل ، تـجار، مسیحیان ، یهودیان و اعراب‌ عـراق‌ بـود. در پی این حادثه آن ها‌ به‌ صف‌ مخالفین حزب اتحاد و ترقی پیوستند (-١٠٠ :Ibid‌۱۰۲‌).

همان طور که در مـباحث پیـشین عنوان شد در پی سیاست های ترکان‌ جـوان‌ بـسیاری از روشنفکران عـراقی وارد‌ فـعالیت‌ عـلیه حکومت‌ شدند‌. نتیجۀ‌ آن تـشکیل احزاب و انجمن های مخفی‌ بود‌ که نقش قابل توجهی در اشاعه افکار ملی گرایانه داشتند. مـاجرای واگـذاری‌ این‌ امتیاز یکی از علت هایی بـود‌ کـه مـنجر بـه مـخالفت‌ عراقی‌ ها بـا حـکومت شد.

مرحـلۀ‌ دوم‌ در سـال ١٩١٣م رخ داد. دولـت عثمانـی پـس از دو جنگ ایـتالیـا (١٩١١‌-١٩١٢م‌ ) و جنگ بالکان (١٩١٢-١٩١٣م ) در‌ شرایط‌ مالی‌ بدی قرار داشت‌ . درنـتیجه‌ دولت تـصمیم گـرفت این‌ وضعیت‌ را با فروش زمین های کـه پیـش تـر مـتعلق بـه سـلطان عبدالحمید (١٨۴٢-١٩١٨م‌ ) بود‌ حل کند. در همین زمان اخباری‌ منتشر‌ شد که‌ گروهی‌ از‌ بازرگانان یهودی درخواست کسب‌ امتیاز از این زمین ها را در فلسطین و سوریه کرده اند. در همان زمان روزنـامه‌ های‌ عرب اعلام کردند که دولت آن‌ زمین‌ ها‌ را‌ در‌ موصل ، بغداد، حلب‌ و بیروت‌ حراج کرده است (١٣٠-١٢٩ :١٩٩١ ,Haddad).

در بغداد این رخداد با واکنش تندی روبرو شد‌؛ زیرا‌ این‌ زمین ها، نیمی از زمین هـای قـابل‌ کشت‌ را‌ شامل‌ می‌ شد‌. در بغداد نشستی دربرگیرنده زمین داران ، بازرگانان ، علما و دیگر گروه های پرنفوذ جامعه تشکیل شد. مهم ترین تصمیم آن نشست برگزاری تظاهرات گسترده علیه دولت بود. هم‌ زمان دولت عـثمانی در راسـتای گسترش روابط با بریتانیا پیمانی را منعقد کرد. بر اساس آن قرارداد، امپراتوری عثمانی موقعیت ویژه بریتانیا را در خلیج فارس به رسمیت شناخت ، متعهد‌ به‌ عـدم دخـالت در امور کویت شد و دو طرف تـوافق کـردند که شرکتی متشکل از دو کشور در راستای بهره برداری انحصاری از کشتی رانی در دجله ، فرات و شط العرب‌ تشکیل‌ شود. حتی این رویداد در بصره نیز با واکنش سـید طـالب نقیب مواجه شد. او در اعـلامیۀ جـامعه اصلاحی بصره تغییراتی داد، ازجمله‌ مخالفت‌ با واگذاری هرگونه امتیاز به‌ بریتانیا‌ (١٣۴-١٣٢ :Ibid).

مهم ترین ویژگی جریان ١٩١٣م ، اتحاد همۀ احزاب عراقی بود. همچنین دریافت این نکته که حزب اتحاد و ترقی با قـدرت هـای‌ اروپایی‌ متحد است و پایداری در‌ برابر‌ هرکدام می تواند جلوی دیگری را بگیرد. دیگر ویژگی این جنبۀ ضد اروپایی نوع عراقی ملیگرایی عربی موافقت با عثمان گرایی بود. آن ها مخالف ملیگرایی تـرک، خـواهان حفظ وحدت امپراتوری در سایۀ حکومت خلیفۀ مسلمانان و مخالف با طرح ها و برنامه هـای حزب اتحاد و ترقی و نفوذ اروپا بودند.

 

۴. تحولات جنبش ملیگرایی عرب‌ در‌ عراق (١٩١۴‌-١٩٢١م )

در خـلال جـنگ جـهانی اول حکومت ترک سیاست سرکوب را در برابر ملیگرایان عرب در پیش‌ گرفت . ترکها به گمان همکاری اعراب با متفقین و گـرایش ‌ ‌هـای جداییطلبی‌ سیاست‌ های‌ سرکوب شدیدی علیه اعراب انجام دادند. در بغداد تا پایان سـال ١٩١۶م ، تـرکها بـسیاری از روشنفکران ، شخصیت ‌‌های‌ بانفوذ، برجسته و بزرگان عرب را به گمان داشتن عقاید استقلال طلبی زندانی و تـبعید‌ کردند‌ (٢۴٠‌-٢٣٩ :١٩٣٧ ,Ireland). سیاست حاکمان استانبول در جدایی میان اعراب و ترکها نقش مهمی داشت و تأثیر‌ مـهمی بر جنبش ملی عـرب گـذاشت . تا پیش از آن خواستۀ اعراب خودمختاری‌ داخلی در چارچوب کشور‌ دو‌ ملیتی عرب ترک بود، ولی پس از این رویدادها اعراب به سوی استقلال خواهی و جدایی کامل از امپراتوری عثمانی حرکت کردند. تأثیر مهم دیگر گرایش اعراب بـه بریتانیا بود. این تحولات‌ منجر به انقلاب عربی ١٩١۶م شد. این انقلاب با پشتیبانی بریتانیا و همکاری اعراب با آن کشور صورت گرفت . به موازات این تحولات عراق نیز به دست بریتانیا اشغال شـد. حـمله بریتانیا‌ به‌ قصد اشغال عراق و اخراج عثمانی از خاک این کشور در نوامبر ١٩١۴م ، آغاز شد. عراق تا پایان جنگ به اشغال کامل بریتانیا درآمد و آن ها حاکمیت مستقیم خود را بر‌ عراق‌ اعمال کـردند (الجـمیلی، ١٣٧٠: ١١).

انقلاب عربی ١٩١۶م به رهبری شریف حسین (١٩٣١-١٨۵۴م ) مهمترین رویداد در جنبش ملی عرب بود؛ اما آن انقلاب تأثیر کمی در عراق گذاشت‌ . در‌ این دوره بریتانیا اخبار مربوط به قیام اعراب در حجاز را محدود و از پخش آن جـلوگیری مـی کرد. هدف بریتانیا این بود که مانع از گسترش احساسات ملی گرایی‌ در‌ عراق‌ شود تا منافع اعراب و بریتانیا‌ که‌ اکنون‌ متحد بودند در برابر یکدیگر قرار نگیرد و اتحاد و رابطه خوب بـا اعـراب کـه نقش مهمی در فروپاشی اتحاد درونـی امـپراتوری عـثمانی‌ داشت‌ ، قطع‌ نشود ( ,Ireland 1937: 240).

در آن دوره مهم‌ ترین‌ گروه ملیگرا جمعیت العهد بود که در آغاز جنگ جهانی اول اعضای آن به چهار هزار نفر می رسـید‌ (مـار‌، ١٣٨٠‌: ۶٠)؛ امـا بیشتر فعالیت آن ها با آغاز جنگ و شروع‌ انـقلاب عـربی به خارج از عراق معطوف شد. بسیاری از افسران عراقی العهد به ارتش عربی که رهبری‌ آن‌ با‌ امیر فیصل بـود، پیـوستند. رهـبری ارتش عربی را بیشتر افسران عراقی‌ برعهده‌ داشتند. فعالیت آن ها مـنجر به اشغال بندر عقبه شد، سپس افسران عراقی در جناح راست‌ ارتش‌ بریتانیا‌ نقش مهمی در اشغال سوریه داشتند(Committee of Officials, 1946: 22-23‌).

بـدین‌ سـان‌ در جـنگ جهانی اول ، فعالیت افسران عراقی به بیرون از عراق معطوف شد و سوریه‌ پایـگاه‌ اصـلی‌ فعالیت آن ها بود. در آن دوره مهم ترین تحولی که در جمعیت العهد‌ رخ‌ داد، جدایی شاخه سوری و عراقی بود. عـراقی هـا بـه علت اختلاف با افسران‌ سوری‌، شاخه‌ العهد عراق را رسما در سال ١٩١٩م ، تأسیس کـردند. هـمچنین یـک شاخه از گروه‌ در‌ موصل فعالیت داشت و شاخه ای دیگر در بغداد فعال بود، اگرچه فعالیت شعبه‌ بـغداد‌ پنـهانی‌ و کـمتر از موصل بود (١٨٣-١٧٣ :١٩٩۵ ,Tauber).

بیشتر اعضای گروه سنی بودند. ریاست العهد‌ عراق‌ با یاسین هاشمی، رئیـس سـتاد ارتش فیصل در سوریه بود. نوری سعید‌، مشاور‌ ملک‌ فیصل ، جعفر عسکری، اسماعیل حـقی، تـحسین عـلی، جمیل مدفعی و علی جودت ایوبی دیگر اعضای شناخته‌ شده‌ گروه‌ بودند (١٨۴-١٨٣ :Ibid).

مهم ترین اهـداف جـمعیت که در اساس نامۀ‌ آن‌ آمد، موارد زیر بود: استقلال کامل عراق در چارچوب وحـدت عـربی در مـرزهای مشخص عراق از‌ خلیج‌ فارس در جنوب از منطقه میان دجله و فرات به سوی دیرالزور در‌ ساحل‌ فرات در شـمال غـرب و دیاربکر در ساحل‌ دجله‌ در‌ شمال . آزادی عراقی ها در انتخاب حکومت‌ ، امور‌ اقتصادی و … همچنین بـندی دربـاره کـمک از بریتانیا وجود داشت مشروط بر اینکه به‌ استقلال‌ عراق لطمه نزند (الحسنی، ١۴٢٨‌: ۴٨‌-۴٩).

هدف‌ گروه‌ العـهد‌ خـودمختاری عـراق بود. بسیاری از آن‌ ها‌ در آن زمان در ارتش ملک فیصل در سوریه حضور داشتند؛ امـا‌ پیـوستگی‌ خود را با عراق قطع نکردند‌. برای این گروه هدف‌ استقلال‌ عراق در چارچوب اتحاد ولایات‌ بغداد‌، بـصره و مـوصل در چارچوب وحدت عربی بود که شریف حسین بر آن حکومت‌ می‌ کرد. بـسیاری از افـسران عراقی‌ باور‌ داشتند‌ که بریتانیا باید‌ بـه‌ آن هـا بـرای رسیدن‌ به‌ اهدافشان کمک کند. درنتیجه ارتـباط نـزدیکی با بریتانیا داشتند. اگرچه در این راه دیدگاه‌ آن‌ ها با هم وطنانشان در عراق‌ مـتفاوت‌ بـود. چراکه‌ بریتانیا‌ سلطۀ‌ مستقیمی بـر عـراق اعمال‌ کـرده بـود. ایـن رخداد باعث شکاف در درون گروه شد کـه مـنعکس کننده تفاوت دیدگاه‌ ها‌ بود. یاسین هاشمی که فرمانده‌ تأثیرگذاری بود درباره نـفوذ بریتانیا در عراق محتاط بـود. درحـالی که وی رئیس ستاد ارتش فـیصل‌ بـود‌ اما‌ علاقه کمی به وی داشت ؛ اما جناح‌ دیگر‌ به‌ رهبری‌ نوری‌ سعید‌ و جـعفر عـسگری دخالت بریتانیا در آینده عراق را قـبول داشـتند (٣۶ :٢٠٠٧ ,Tripp).

در آن دوره مـهم ترین اولویت عـراقی هـا تعیین آینده کشورشان بـود. اگـرچه بریتانیا‌ به اعراب وعده استقلال داد، اما آرنولد ویلسون (١٩۴٠-١٨٨۴ ,Arnold Wilson) حاکم سیاسی عراق باور داشت کـه مـردم عراق همچون ملت های عقب افـتاده دیـگر توانایی حـکومت بـر خـود‌ را‌ ندارند و باید اداره بریتانیایی قـدرتمندی تشکیل شود و به عراقی ها اجازه شرکت در حکومت داده نشود (الوردی، ١٣٩٠: ٣۴٩/٢-٣۵١). در آن دوره عامل مهم دیگری که باعث تـلاش‌ افـسران‌ ملیگرا برای استقلال عراق بود، تـشکیل حـکومت فـیصل در سـوریه بـود. بسیاری از پست هـای مـهم در اختیار سوری ها قرار گرفت و روزنامه‌ های‌ سوری نیز از سوریه برای‌ سوری‌ ها سخن می گـفتند، درنـتیجه افـسران عراقی به دنبال این بودند که بـا بـرپایی حـکومت در عـراق ، بـتوانند در آیـنده حکومت نقش داشته باشند‌ (الحسنی‌، ١۴٢٨: ۵١-۵٢).

جمعیت‌ العهد‌ عراق برای رسیدن به حکومت ، در مارس ١٩٢٠ کنگره ای در دمشق برگزار، استقلال عراق را اعلام و امیر عبدالله را شاه عراق اعلام کردند. شمارکمی ایـن کنگره را به رسمیت‌ شناختند‌ و واکنش امیر عبدالله نیز سرد بود؛ اما این تحول نشان از توجه جمعیت العهد به عراق بود. چندی از افسران عراقی به دیرالزور رفته تا آنجا را پایگاهی بـرای عـملیات‌ آزادی‌ عراق سازند‌. در همین زمان جمیل مدفعی نیز به همراه شماری سرباز و نیرو از قبایل عرب ، تلعفر را اشغال‌ و برنامه حرکت به سوی موصل و شورش در آن منطقه را داشت‌ ؛ اما‌ بریتانیا‌ جلوی ایـن شـورش گرفت . پس ازاین بسیاری از افسران العهد به عراق آمدند اما فعالیت سازمان دهی ‌‌شده‌ آن ها از بین رفت ( ,Tripp2007: 37)

برجسته ترین رویداد عراق انقلاب‌ ١٩٢٠م‌ ، بـود‌ کـه نقش مهمی در تعیین آینده عـراق بـازی کرد؛ نقش افسران ملیگرا را دکتر علی‌ الوردی این گونه شرح می دهد:

»در سال ١٩١٨م دولت عربی به ریاست‌ ملک فیصل در سوریه‌ تشکیل‌ شد. بسیاری از عراقی ها عـهده دار پسـت های مهم در آن بودند؛ امـا عـراقی ها چنین احساس کردند که در سوریه آینده ای نخواهند داشت ؛ زیرا مردم سوریه آنان را‌ تحت فشار می گذاردند و شعار سوریه برای سوری ها سر می دادند. ازاین رو عراقی ها ساکن در سـوریه فـکر تأسیس دولت عربی همچون سوریه را برای عراق در سر پروراندند‌. در‌ حقیقت آن ها کوشش ها و اموال

بسیاری را در این راه هزینه کردند. سرانجام در هشتم مارس ١٩٢٠م عراقی ها ملک عبدالله را شاه عراق اعلام کردند. سپس نـامه هـایی‌ دراین‌ بـاره به همراه پرچم عراق برای روحانیون و افندیان فرستادند و درخواست پشتیبانی از سوی آن ها را نمودند. بدین سان نام عـبدالله بر سر زبان ها افتاد. تمام این عوامل‌ عراقی‌ ها بـه ویـژه عـشایر را بر آن داشت تا خود را آماده مبارزه علیه بریتانیا کنند« (الوردی، ١٣٩٠: ٧٣١/٢-٧٣٢).

درباره نقش افسران ملی گرا، عبدالرزاق حسنی مـورخ ‌ ‌شـیعۀ‌ عراقی‌ فعالیت‌ آن ها در سوریه را‌ از‌ عوامل‌ تأثیرگذار در شکـل گیـری انقلاب ١٩٢٠م می داند (الحسنی، ١۴٢٨ ۸۷-۱۳۹) ژنـرال هـالداین (١٩۵٠-١٨۶٢ ,Aylmer Haldane) نـیز که در‌ ٢۵‌ مارس‌ ١٩٢٠م ، سه ماه پیش از انقلاب وارد عراق‌ شد‌ و سمت فرماندهی کل نیروهای بریتانیا را به دسـت گرفت ، آشوب های عراق را ریشه در سوریه می دانست (٢٧‌ :١٩٢٢‌ ,Haldane‌). همچنین اداره جنگ بریتانیا نیز حـوادث تلعفر را زمینه ساز‌ و نـشانۀ افـزایش احساسات ضد بریتانیایی می دانست (٣١٠ :١٩٩۵ ,Tauber).

جرج آنتونیوس (١٨٩١-١٩۴٢م ) مورخ مسیحی بخشی از‌ شورش‌ را‌ حاصل فعالیت افسران عراقی می داند. وی عنوان می کند: «در‌ ماه‌ جولای شورش به دست رهبران قبایل و افسران عرب رهبری شـد و در ادامۀ شورش رهبران مذهبی شیعه‌ وارد‌ جنگ‌ شدند» (٣١۵ :١٩٣٧ ,Antonius).

به طورکلی درباره نقش افسران ملیگرا می توان‌ گفت‌ که‌ آن ها چندین سال برای استقلال عراق و اعراب تلاش کردند، اما در طول جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و تـحولات پس ازآن در عـراق حضور نداشتند. فعالیت آن ها در بیرون از عراق‌ را‌ می توان از علل خارجی تأثیرگذار بر انقلاب ١٩٢٠م ذکر کرد، اما تلاش‌ اصلی‌ در‌ انقلاب توسط شیعیان و مردم عراق صورت گرفت . نکتۀ مهم دیگر این بـود کـه آن‌ ها‌ با بریتانیا علیه عثمانی جنگیده بودند و برخی از آن ها پیوند نزدیکی با‌ بریتانیا‌ داشتند‌. مخالفت آن ها با بریتانیا و تلاش برای شورش نیز برای آن بود که آن کشور‌ زیر‌ فـشار قـرار گیرد تا زمینۀ استقلال عراق فراهم شود و آن ها در‌ آینده‌ عراق‌ سهمی داشته باشند.

پس از انقلاب ١٩٢٠م ، بریتانیا برای کاهش خشم ملیگرایان عرب (متحدان پیشین‌ خود‌) بر‌ اساس تصمیمات نشست قاهره (١٩٢١م ) مـلک فـیصل را بـه عنوان شاه عراق‌ منصوب‌ کـرد. بـا تـاج گذاری وی در سال ١٩٢١م ، پادشاهی عراق تشکیل شد، اگرچه تحت سرپرستی بریتانیا بود. این تحولات هدف‌ گـروهی‌ از مـلیگرایان عـراقی بود. مبنی بر اینکه‌ عراق‌ به‌ استقلال بـرسد و بـا بریتانیا همکاری نزدیکی برقرار‌ شود‌.

هنگامی که حکومت عراق تشکیل شد، افسران پیشین امپراتوری عثمانی بر حیات سیاسی‌ اجـتماعی‌ آن کـشور مـسلط شدند. درحالی‌ که‌ شیعیان تلاش‌ زیادی‌ جهت‌ استقلال عراق انـجام دادند، اما در‌ حکومت‌ تازه کنار گذاشته شدند. افسران عراقی با تشکیل عراق به کشورشان بازگشتند‌ و پست‌ های مـهم را در اخـتیار گـرفتند‌.

برای نمونه در سال‌ ١٩٢١م‌ هنگامی که ارتش عراق تأسیس‌ شد‌، جـعفر عـسگری از افسران حاضر در انقلاب عربی به وزارت دفاع رسید. او‌ بازگشت‌ ۶٠٠ افسر عراقی را به‌ کشور‌ سازمان‌ دهی کرد (ایـن‌ جـریان‌ آشـکار می کند که‌ بسیاری‌ از افسران عراقی در زمان انقلاب در عراق حضور نداشتند). اعـراب سـنی کـه در‌ جنبش‌ ملی عرب نقش مهمی داشتند، این‌ گروه‌ افسران را‌ تشکیل‌ می‌ دادند. نوری سـعید کـه‌ در آیـنده یکی از اصلی ترین سیاست مداران عراق شد، به ریاست ستاد ارتش رسید‌ (۴٧‌ :٢٠٠٧ ,Tripp). همچنین جـمیل مـدفعی در‌ سال‌ ١٩٢٣م‌ ، به‌ عراق‌ بازگشت . او نخست‌ استاندار‌ عماره ، دیوانیه و سپس دیاله شد. در سـال ١٩٣٠م ، بـه مـقام وزارت داخلی رسید. چندین بار نیز‌ به‌ مقام‌ نخست وزیری رسید.

در دوره دوم نخست‌ وزیری‌ وی‌ رادیـو‌ بـریتانیا‌ او‌ را مردی معرفی کرد که پرونده دوستی های وی با بریتانیا آشکار و روشن بود (الوردی، ١٣٩١: ٧٠۶/٢).

درنـهایت افـسران مـلیگرا در دوره پس از جنگ بیشتر در‌ پست های نظامی و دولتی مشغول به کار شدند. نه تن از چهارده نخست وزیـر (نـوری سعید، جعفر عسگری و یاسین هاشمی) میان سال های ١٩٢١ تا ١٩٣٢م ، افسر پیشین امـپراتوری عـثمانی‌ بـودند‌. همچنین سی و دو تن از پنجاه و شش تن نیز (علی جودت ایوبی و جمیل مدفعی) اعضای کابینه هـای دولتـی را تـشکیل می دادند (٩٢-٩١ :١٩٧٩ ,Hemphill ;١۶-١۵ :٢٠٠۴‌ ,Simon‌).

 

۵. نتیجه

چنانکه گذشت این پژوهش به دنبال بررسی تحولات جـنبش مـلی عرب در عراق ، عوامل مؤثر در شکل گیری جنبش ، تحولات و نتایج آن‌ بود‌. سرآغاز شکل گیری ملیگرایی عـرب‌ در‌ عـراق ، شکل گیری طبقۀ نخبگان عراقی بود. این گروه تحت تأثیر اصلاحات آمـوزشی در امـپراتوری عثمانی به عنوان طبقۀ نخبۀ عراق شـکل گـرفتند. پیـوستگی‌ آن‌ ها با جنبش ملی‌ عرب‌ در دوره تـرکان جـوان ایجاد شد. سیاست تحمیل هویت ترکی بر اعراب نقش مهمی در گسترش احساسات مـلی در عـراق بازی کرد. عراقی ها در پاسـخ دسـت به تـشکیل گـروه‌ هـای‌ ملیگرا، فعالیت در شهرهای عراق و فعالیت مـطبوعاتی زدنـد. همچنین بخش دیگری از ظهور جنبش ملی عرب در عراق واکنشی در برابر واگذاری امـتیازات تـجاری به غرب بود. در آن مقطع‌ عراقی‌ هـا به‌ دنبال حفظ مـنابع مـلی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان بودند. بـه طـورکلی در دوره ١٩١۴-١٩٠٨م ، اعراب عراق‌ فعالیت های خود را در چارچوب حفظ وحدت امپراتوری دنبال کردند‌. دوره‌ مهم‌ در تـاریخ جـنبش ملی عرب در عراق در جنگ جـهانی اول و تـحولات پس ازآن رقـم خورد. در ‌‌پی‌ ورود امـپراتوری عـثمانی به جنگ و وعده کـشور مـستقل عرب توسط بریتانیا به اعراب‌ ، سرنوشت‌ جنبش‌ عرب به وعده های بریتانیا گره خـورد. درواقـع جدایی کامل میان اعراب و ترکها صـورت گـرفت‌ .

درنتیجه در پایـان جـنگ افـسران ملیگرای عراقی عضو جـمعیت العهد به دنبال استقلال‌ کشورشان بودند. حادثۀ مهم‌ در‌ این دوره انقلاب ١٩٢٠م ، بود. فعالیت ملیگرایان عراقی یـکی از عـلل خارجی انقلاب بود؛ اما نقش مـهمی در رونـد انـقلاب در داخـل عـراق نداشتند.

انقلاب بـه دسـت شیعیان صورت گرفت . افسران‌ ملیگرای سنی به علت ارتباط با بریتانیا و نیروی تربیت شده کافی درنـتیجه اصـلاحات اواخـر امپراتوری عثمانی برای اداره امور کشور توانستند بـر صـحنۀ سـیاست و حـکومت مـسلط شـوند. درنهایت مشاهده می شود‌، روندی‌ که در اواخر قرن نوزدهم میلادی شکل گرفت ، اقلیت سنی عراق به تدریج با ملیگرایی عرب آشنا شدند و تحت آموزش در مدارس عثمانی انـدیشه سیاسی آن ها شکل گرفت . اقتدارگرایی‌، حکومت‌ متمرکز، دولت قدرتمند و یکپارچه و منادی ملی گرایی عرب الگوی اقلیت سنی شد. این ساختار توسط آن ها با شکل گیری عراق مدرن وارد عرصه سیاست و حکومت شـد و نـتیجۀ آن‌ دهه‌ ها حکومت عرب های سنی بر عراق بود. نتایج سیطره عرب های سنی بر حیات سیاسی اجتماعی عراق خود میتواند موضوع پژوهشی مستقل باشد.

 

در همین باره بخوانید:

یک کتاب جدید در حوزه عثمانی‌پژوهی؛ روابط عثمانی- قاجاریه و بازتاب آن بر عراق(۱۸۲۳-۱۸۴۳)

اثری نو در حوزه فهم خاورمیانه پس از فروپاشی عثمانی

اندیشه ها و فعالیت های سیاسی ترکان جوان

استانبول و درد ورود به جهان مدرن در آخر عثمانی

پینوشت ها

١. پس از انـتصاب‌ فـیصل‌ به‌ حکومت عراق ، آینده امیر عبدالله‌ مسئله‌ ساز‌ شد. وی که به حکومت نرسیده بود، در پی توافق موقت با بریتانیا امیر ماوراء اردن اعلام شد. در نـهایت پسـ‌ از‌ مخالفت‌ فرانسه با حکومت وی بـر سـوریه ، قرارداد با‌ بریتانیا‌ دائمی شد و پس از جنگ نخست اعراب و اسرائیل کشور پادشاهی اردن هاشمی تشکیل شد (منسفیلد، ١٣٨۵: ٢٢۶-٢٢٧).

٢. تنظیمات‌ : دوره‌ ای‌ از اصلاحات دولتی میان سال های ١٨٣٩-١٨٧۶م در عـثمانی‌ در راسـتای تمرکزگرایی و نوسازی دستگاه امـپراتوری بـود. این دوره بانام سلطان عبدالمجید اول (١٨۶١-١٨٣٩م )، عبدالعزیز (١٨٧۶-١٨۶١م‌ ) و دیوان‌ سالارانی‌ مانند مصطفی رشید پاشا (١٨۵٨-١٨٠٠م ) همراه است ( :١٩٩۶ ,Others &Simon‌.(۴/۱۷۳۸‌

٣. بخش اروپایی امپراتوری عثمانی در شبه جزیره بالکان (٣/١۵۵٢ :Ibid).

منابع

الجمیلی، علی، نگاهی به تاریخ‌ سیاسی‌ عراق‌ ، تـهران ، سـازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، ١٣٧٠.

الحسنی، عبدالرزاق ، الثوره العراقیه الکبری‌، قم‌ ، موسسه‌ المحبین ، ١۴٢۶.

الدوری، عبدالعزیز، التکوین التاریخی للامه العربیه ، بیروت ، مرکز دراسات الوحده العربیه ، ١٩٨۴‌.

سعید‌، امین‌ ، الثوره العربیه الکبری، قاهره ، مدبولی ، بـیتا.

شـاو، استنفورد، تـاریخ امپراطوری عثمانی و ترکیه جدید، ترجمۀ‌ محمود‌ رمضان زاده ، مشهد، معاونت فرهنگی آستان قدس ، ١٣٧٠.

ضیاءالدین ، احمد، نگاهی بر جـنبش‌ ناسیونالیسم‌ عرب‌ ، ترجمۀ حیدر بوذرجمهر، تهران ، وزارت ارشاد، .۱۳۶۵

فرامکین ، دیوید، صلحی کـه هـمه صـلح ها‌ را‌ بر باد داد، ترجمۀ حسن افشار، تهران ، ماهی، ١٣٩٨.

مار، فب . تاریخ نوین‌ عراق‌ ، ترجمۀ‌ محمد عباسپور. مـشهد، ‌ ‌مـوسسه چاپ آستان قدس رضوی، ١٣٨٠.

مایر، کارل ارنست و برساک، شارن بلر‌، شاه‌ آفرینان : چـگونگی پیـدایش خـاورمیانه امروزی، ترجمۀ کامل حلمی، تهران ، کتاب سرا، ١٣٩۴‌.

مروه‌ ، ادیب‌ ، الصحافه العربیه ، لبنان ، بیروت ، منشورات دار مـکتبه الحیاه ، ١٩۶٠.

منسفیلد، پیتر، تاریخ خاورمیانه ، ترجمۀ عبدالعلی‌ اسپهبدی‌، تهران‌ ، علمی و فرهنگی، ١٣٨۵.

الوردی، علی، تـاریخ عراق ، ترجمۀ هادی انـصاری، جـلد اول‌ ، تهران‌ ، سازمان تبلیغات اسلامی، ١٣٨٩.

الوردی، علی، تاریخ عراق ، ترجمۀ هادی انصاری، جلد دوم ، تهران ، سازمان تبلیغات‌ اسلامی‌، ١٣٩٠.

Antonius, George. The Arab Awakening: Usa: Philadelphia: J.B. Lippincott, 1939.

Atiyah, Edward‌ Selim‌, The Arabs, Baltimore, Penguin Books, 1955.

Committee‌ of‌ Officials‌, An Introduction to the Past and Present‌ of‌ the Kingdom of Iraq. Baltimore, Lord Baltimore Press, 1946.

Davis, Eric. Memories of‌ State‌. Usa, University of California Press‌, ۲۰۰۵‌.

Haddad, Mahmud‌. Iraq‌ Befor‌ World War, In Khalidi & Others,The‌ Origins‌ of Arab Nationalism (pp. 120-150). New York, Columbia University Press, 1991‌.

Haldane‌, James, Aylmer, The insurrection in Mesopotamia‌, ۱۹۲۰٫ Edinburgh and London‌, W. Blackwood‌ and Sons. 1922.

Hemphill, Paul‌. The‌ formation of Iraqi Army. In Kelidar, Abbas, The Integration of Modern Iraq (pp‌ ۸۸‌-۱۱۰). New York: St. Martin‌’s Press‌. ۱۹۷۹‌.

Ireland, Philip, Iraq‌: a Study‌ in Political Development. London‌: Jonthon‌ Cape LTD. 1937.

Kayali, Hasan, Arabs and Young Turks: Ottomanism, Arabism, and Islamism in‌ the‌ Ottoman Empire, 1908–۱۹۱۸٫ Berkeley, University‌ of‌ California Press‌. ۱۹۹۷‌.

Longrigg‌, Stephen Hemsley. Iraq 1900‌ to 1950. London, Oxford University Press. 1953.

Marr, Phebe. The Development Nationalism Ideology In Iraq‌, The‌ Muslim World, Volume 75, Issue 2, 85‌-۱۰۱‌, ۱۹۸۵‌.

McLean‌, Iain‌ & McMillan, Alistair. The‌ concise‌ Oxford dictionary of politics. New York: Oxford University Press, 2003.

Al-Qaysl, Abdul Wahhab Abbas, the‌ Impact‌ of‌ Modernization on Iraqi Society During the Ottoman‌ Era‌. Usa‌, Michigan‌: University‌ of‌ Michigan, 1958.

Sachar, Howard Morley, The emergence of the Middle East: 1914-1924, New York, Knopf, 1969.

Simon, Reeva S & Others, Encyclopedia of the modern Middle East, New‌ York, Macmillan Reference USA, 1996.

Simon, Reeva S, The Education of an Iraqi Ottoman Army Officer, In Khalidi & Others, The origins of Arab nationalism (pp.151-1166). New York, Columbia

University‌ Press‌, ۱۹۹۱٫

Simon, Reeva, Iraq Between the Two World Wars. New York: Columbia University Press. 2004.

Taubar, E, The Emergence of the Arab Movements. London; Portland, Or. F. Cass. 1993.

Taubar, E, The‌ Formation‌ of modern Syria and Iraq. London; Portland, Or. F. Cass. 1995.

Tripp, Charles, A History Of Iraq. UK, Camprige University Press. 2007.

این مقاله برای نخستین بار به قلم شکرالله خاکرند (دانشیار تاریخ دانشگاه شیراز‌) و  سیاوش‌ یداللهی‌ (دانـش آمـوختۀ کـارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه شیراز)  در فصلنامه پژوهشهای علوم تاریخی، بهار ۱۳۹۹، شماره ۲۱ (از صفحه ۶۸ تا ۸۸) منتشر شده است.

همچنین ببینید

سعیدحلیم پاشا، چهره ماندگار حوزه اندیشه و سیاست عثمانی

پایگاه مطالعات عثمانی: از جمله شخصیت های مهم فکری و سیاسی دوره پایانی امپراتوری عثمانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *