غرب گرایی در عثمانی

غرب گرایی در عثمانی

در ترکی امروزی، اصطلاح غرب گرایی (Garplılaşma) در اطلاق به برخی جنبش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به کار می رود که به صورت اعم در جوامع غیرغربی و به طور اخص از زمان امپراتوری عثمانی و در جمهوری ترکیه، تلاش خود را برای رسیدن به سطح توسعه غربی معطوف کرده اند. با این حال، از ابتدای چرخش عثمانیان به غرب، بسیاری از تغییرات و تحولات که در درجه اول شامل نهادهای نظامی و آموزشی بود با نام های مختلفی نامیده شدند و علت آن، نقش وقایع اجتماعی و همچنین ویژگی تاریخی و موقعیت جغرافیایی حکومت عثمانی بود. در اوایل قرن هجدهم جنبش هایی با نام تجدد، اصلاحات و بعدها هم تنظیمات تلاش کردند تا با مفاهیم مشابهی مانند عصرگرایی[۱] و امروزین شدن[۲]، سبکهای مختلف زندگی در مناطق مختلف استانبول را توضیح دهند. در خصوص تحولات اواخر عثمانی و آغاز جمهوری و در اشاره به حرکت غرب گرایی از عباراتی مانند معاصرگرایی[۳] و رسیدن به سطح تمدن معاصر استفاده می گردید؛ اما نهایتا در تلاش برای ساده سازی زبان، اصطلاح نوگرایی[۴] به جای آن، پذیرفته شد. اگرچه برخی از محققان استفاده از مفاهیم نوگرایی یا مدرنیزاسیون[۵] را به جای مفهوم غرب گرایی مناسب می دانند اما مدرنیسم برای همه جوامع، فارغ از تفاوت شرق و غرب، کنشی دارای اعتبار است و بیانگر حرکتی است که جوامع مختلف در آن، برخی از نهادهای اجتماعی و فرهنگی را از یکدیگر اخذ می کنند. علاوه بر این، مفاهیم نوگرایی و مدرنیزاسیون بر خلاف مفهوم غرب گرایی برای مفاهیمی مانند پیشرفت فنی، تکنولوزژی، تولیدی، سودآور و عقلانی به کار می رود که در نگاه اول نسبتا خنثی و فاقد هرگونه ارزش معنوی بوده و بیشتر برای توسعه مادی کاربرد دارد. به این معنا، مفاهیم نوگرایی یا مدرنیزاسیون ضرورتی برای نوسازی و تحولات است. این مسئله مربوط به همه ملت هاست و پدیده ای است که در تمام دوره های تاریخ مشاهده می شود.

از این نظر، اصطلاح غرب گرایی -برای تغییرات و نوسازی هایی که به ویژه از دوران تنظیمات در تاریخ ترکیه به وجود آمد- مناسب تر از نوگرایی است. در دوران مشروطه دوم، هنگامی که جنبش غرب گرایی در سطح وسیعی در امپراتوری عثمانی مورد بحث و بررسی قرار گرفته بود گروهی به نام غربگرایان ظهور کردند که نه تنها بحث شدیدی را در این زمینه آغاز کردند بلکه عناصر مهم ایدئولوژی رسمی جمهوری جدید را نیز – که بعداً تأسیس شد- آشکار نمودند. دو مرحله آخر این جنبش که در جامعه امروز ترکیه نیز دارای تأثیرات است با غرب گرایی عثمانی ارتباط مستقیم داشته و نتیجه آن است اما از منظر تغییری که ایجاد کرد از اهمیت بیشتری برخوردار است. مشکلات اقتصادی، اداری و نظامی امپراتوری عثمانی، دولتمردان را وادار به اقدامات اصلاح گرایانه کرد. با این حال، تلقی چنین اقداماتی به عنوان نوعی غرب گرایی -برخلاف آنچه معمول است- اشتباه خواهد بود. اولین تلاش ها برای اصلاحات در دوران سلطنت عثمان جوان، مراد چهارم و کوپرولوها که اندیشه ای جهت یافتن راه حل برای مشکلات حکومت بود کاملاً در چارچوب پویایی داخل امپراتوری و عاری از اندیشه تقلید از غرب بود. فراتر از آن، اقشار بالا و حاکمان عثمانی دیدگاه تحقیرآمیز خود را نسبت به فرهنگ غرب حفظ کرده بودند. حقیقتا در آثاری که در این دوره با موضوع اصلاحات وجود دارد و در میان آنها موارد بسیار مشهوری مانند رساله قوچی بیگ، هیچ عبارتی در زمینه تقلید از غرب وجود ندارد و این مساله دائماً توصیه می شود که با بهره گیری از قوانین ادوار قدیم -که هر چیزی بسامان بود- مشکلات حل و فصل گردد. مرحله بعدی با شروع علاقمندی امپراتوری نسبت به غرب آغاز شد. خصوصاً در عصر لاله، علاقه شدیدی به فرهنگ و نهادهای غربی به وجود آمد. در دستورالعملی که توسط داماد ابراهیم پاشا به ییرمی سکیز محمد چلبی به عنوان سفیر اعزامی به پاریس ارسال شد عبارت «کسب اطلاع از وسائط عمران و معارف فرانسه و تقریر موارد قابل تطبیق چنان که شایسته باشد» به چشم می خورد. در حقیقت، محمد چلبی سعی کرد ویژگی های مشهود این ساختار را که به نظر او بسیار متفاوت بود آشکار کند و پسرش سعید محمد افندی که با او به پاریس رفته بود اولین تلاش ها را برای تأسیس چاپخانه ای در استانبول آغاز کرد.

پس از عصر لاله که با شورش پاترونا خلیل ۱۷۳۰-۱۷۳۰ به پایان رسید ارتباطات با غرب ادامه یافت. در دوره محمود اول، مصطفی سوم و عبدالحمید اول تلاش ها برای اجرای اصول نظامی غربی مورد تأکید قرار گرفت؛ تماس با غرب افزایش یافت و ایجاد سفارتخانه های دائمی گسترده تر شد. جالب اینکه این طرح با اندیشه حرکت در چارچوب قاعده اروپا مطرح گردید. در واقع، توسعه مورد نظر در متون عثمانی به این صورت توضیح داده شده است: «روابط عدیده با دول اروپا با عنایت به ترقیات جدیده اروپا و اقتضای حال و وقت دولت علیّه، وضع و تاسیس اصول سفارت با قواعد اروپا را می طلبد.» سرانجام در دوران سلیم سوم تماس با غرب افزایش یافت و تلاش های غرب گرایانه خصوصاً در زمینه نظامی تسریع شد. در این راستا از طریق اسحاق بیگ که با مأموریتی ویژه به پاریس اعزام شده بود نظر فرانسوی ها در این زمینه -از خود پادشاه فرانسه- خواسته شد و یک سری نامه ها رد و بدل گردید. با این حال، واقعیت این است که تمام این تلاش ها که توسط حاکمان یک مملکت در معرض فروپاشی بزرگ و عمدتا در زمینه نظامی انجام می شد فراتر از یافتن راه حلی برای جلوگیری از این سقوط نبود و پر واضح است که برنامه ریزی شایانی برای یک تغییر ساختاری اساسی انجام نشد.

شکی نیست که تغییر ذهنیت نخبگان عثمانی که در نتیجه روابط توسعه یافته با غرب بود و آنان را با ساختار اجتماعی و فرهنگ متفاوتی روبرو می کرد مقدمه تحول بزرگ اجتماعی در آینده ای نه چندان دور بود. پس از به وجود آمدن این علقه، مانند سایر ساختارهای اجتماعی که با غرب ارتباط پیدا کرده بود گروهی نخبه در جامعه عثمانی ظهور کرد که به سبب شناخت از غرب، خود را بالاتر از سایر عناصر اجتماعی می دید و خواستار بر عهده گرفتن وظیفه آموزش، تغییر و هدایت بخشهای دیگر بود. در مرحله اول این افراد فهمیدند که در مقابل ساختاری کاملاً متفاوت قرار دارند و پس از آن بلافاصله برتری این ساختار دیگرسان را پذیرفتند. این وضعیت به شکل عقده حقارت در سفارتنامه ابوبکر راتب افندی نمایان است چنان که در نوشته دیگری، افسر خیالی مغلوب عثمانی در گفتگو با یک افسر پیروز اتریشی، برای پذیرش و یادگیری علل برتری غرب اظهار تمایل می کند؛ همچنین در مقدمه کتاب ریاضیدانی عثمانی که برای تحصیل به وین اعزام شده بود بیان می گردد که عثمانیان باید علم را به زبان های غربی بیاموزند. نکته یکسان و مورد توافق تمامی کسانی که با غرب در تماس بودند این بود که چاره ای جز تقلید از غرب وجود ندارد. در نسخه های خطی مختلفی که پس از آن نوشته شده است و در کتاب های چاپی که مشهورترین آنها رساله اروپا اثر مصطفی سامی افندی است اروپا و فرهنگ آن یک برتری مطلق و ساختار داخلی موجود دلیل عقب ماندگی معرفی شده است.

در مرحله سوم که به این شکل آغاز شده بود جایگزینی ساختار داخلی با ساختاری به سبک غربی مطرح شد. شکی نیست که این برهه یکی از حساس ترین مواقع تغییر اذهان در تاریخ عثمانی است. این رویکرد، نتایج بسیار مهمی را به همراه داشت؛ اول از همه، جهت گیری به سمت ساختار جدید مورد نظر، منجر به پیدایش تعادل های جدید در جامعه شد و به تدریج راه را برای ورود به جمع نخبگان -با ویژگی های مشخص در جامعه- با شیوه های کلاسیک مسدود کرد. ثانیاً تفاوت بین این نخبگان جدید که خود را منور می دانستند و توده ای که نیاز به روشنگری داشتند بسیار افزایش یافت. ثالثاً درگیری بین توده های مخالف غرب گرایی و نخبگان آغاز شد که گروه اول آن را دوگانه دینداری و بی دینی و گروه دوم نیز دوگانه پیشگامی و ارتجاعی اعلام می کردند که این مسئله، مدتی طولانی اصلی ترین ذهنیت جامعه ترکی دوره عثمانی و جمهوری بعدی بود. در این مرحله، معرفی «علم و فن» به عنوان علت برتری غرب توسط نخبگان غربگرا، منجر به تولد ماتریالیسم بیولوژیک در اندیشه عثمانی و ترکی شد. مرحله چهارم همان طور که لوئیس در کتاب خود کشف مسلمانان اروپا (New York 1982) اشاره می کند نقش گروههای مسیحی در جامعه پس از غرب گرایی، سریعتر و مثبت تر از مسلمانان تغییر کرد که تأثیر قابل توجهی در مداخلات هدفمند خارجیان به نفع اقلیت ها داشت. نهایتاً مرحله پنجم و بسیار مهم این است که نخبگان عثمانی ساختار سیاسی را مطابق اصول غربی ترتیب دادند و تمایل به ادغام با غرب در روابط بین الملل را پذیرفتند. پس از آغاز تماس با غرب، رویکرد برتری فرهنگ غربی توسط بخش بزرگی از روشنفکران عثمانی با سرعتی باورنکردنی اتخاذ شد. ترقیات جدیده، تبدیل به عبارت سحرانگیز آن دوره شد و با این تغییر ذهنیت، تحولی به سمت غرب گرایی از هنر تا ادبیات و از لباس تا معماری رخ داد. احمد مدحت افندی هنگامی که اظهار می دارد پرکاربردترین کلمه در جامعه عثمانی، آلافرنغه[۶] (سبک اروپایی) است به همین نکته اشاره دارد.

نکته جالب توجه این است که طرفداران غرب، ارزش مثبتی به این تغییر نسبت می دادند. چنان که پس از مدتی در یک مجله طنز عثمانی، مکالمه ای بین دو خانم، یکی به سبک ترکی و دیگری به سبک اروپایی به شکل کاریکاتور درج گردید در حالی که بانوی اول از بعد اخلاقی، لباس دیگری را مورد انتقاد قرار می دهد او نیز پاسخ می گوید: «تو کسی هستی که باید در این عصر ترقی از لباست شرمنده باشی» (Hayâl, nr.157, 5 Haziran 1291).

بحث دو زن عثمانی

در این میان نکته بسیار مهم این است که تغییر لباس در یک دسته از ارزشها با عنوان مطابقت با ترقی مطرح می شود. در حقیقت، این رویکرد جدید منجر به این شد که روشنفکران و کادرهای اداری نه در مورد غرب گرایی بلکه حدود و زمینه های تحقق آن بحث نمایند. نسبت نخبگان در بین عموم نخبگان که غرب گرایی را رد می کردند و معتقد بودند که این مسئله مشکلات بسیار مهمی را در ساختار اجتماعی ایجاد خواهد کرد به سطح بسیار پایینی کاهش یافت. یک نمونه قابل توجه در این زمینه تأثیر غرب گرایی بر کتابهایی است که نخبگان عثمانی مطالعه می کردند. هنگامی که کتاب مجموعه فنون توسط منیف محمد پاشا -مهمترین نماینده جنبش دائرهالمعارف در امپراتوری عثمانی- و همراهانش منتشر شد در شوال ۱۲۸۰ (مارس ۱۸۶۵) برای تجهیز کتابخانه تازه تأسیس درخواست کمک شد که پنج تن از مسئولان ارشد، کتاب های خود را به آنجا هدیه دادند. از مجموع ۱۲۶ جلد کتاب اهدا شده، نمونه هایی از کتب نویسندگان غربی مثل مجموعه های بیکن، شکسپیر، مونتسکیو، هلوتیوس تا کتاب های آدام اسمیت و لافونتن در آن وجود داشت اما هیچ اثر محلی یا شرقی دیگری به جز کتب مقدمه ابن خلدون و قواعد عثمانیه در میان این کتابها وجود ندارد ( Mecmûa-i Fünûn , nr. 22, Şevval 1280) گروه دیگری نیز متهم به تلاش برای پیشبرد سنت گرایی مذهبی و لیبرالیسم سیاسی در کنار یکدیگر در زمینه سیاست بودند؛ این افراد که توسط مقلدان آداب و رسوم و افکار اروپا به عنوان کسانی شناخته می شدند که نمی توانند به نخبه گری جدید مورد نظر خود دست یابند نوعثمانیان نام گرفتند. حتی اندیشه های متفکر برجسته ای مانند خیرالدین پاشای تونسی، نویسنده کتاب اقوم المسالک فی معرفت احوال الممالک که یکی از مهمترین آثار منعکس کننده نظرات این گروه در تطبیق اسلام با ارزشهای سیاسی -از نوع دولت های غربی- است مورد انتقاد شدید کسانی قرار گرفت که به معنای عام تری در مورد غرب گرایی می اندیشند؛ انتقادهایی که بسیار رایج بود. مقالات شمس الدین شامی بیگ در مجله گونش[۷] را می توان به عنوان مهمترین این انتقادات نام برد. در زمینه فرهنگی نیز فرم های کلاسیک بیان و هنر شروع به جایگزینی با قالب های غربی کرد. با این وجود می توان گفت که با تأسیس موسسات آموزشی از نوع غربی در سیستم آموزشی، مهمترین نتایج در حوزه فرهنگی ظهور کرد.

در واقع، این موسسات به جای معدود نخبگانی که فرهنگ غربی را طبق روال قدیم با سفرهای محدود خود می شناختند گروهی از نخبگان را تربیت کردند که با این ارزشهای فرهنگی رشد می نمودند. این گروه نسبت به افرادی که قبلاً با غرب آشنا شده بودند تمایل بسیار بیشتری داشتند تا در سطح فرهنگی، غرب را به جامعه خود اختصاص دهند. تمایل به درک جامعه از این طریق و تغییر آن باعث شد که این گروه نخبه توسعه اجتماعی و تغییر را به عنوان نوعی مبارزه ترقی و ارتجاع در نظر بگیرند و طرفداران غرب گرایی از این مرحله به بعد سعی کردند برای ایجاد تعادل اجتماعی جدید در ساختاری که قوانین آن را دین تعیین می کرد نقش اسلام را در جامعه کاهش دهند. این اشتیاق، به ویژه از ربع آخر قرن نوزدهم، منجر به گسترش یک جنبش بسیار شدید ماتریالیسم بیولوژیک در نزد روشنفکران عثمانی شد. بدون شک، به همین دلیل -به ویژه در زمان سلطنت عبدالحمید دوم- اگرچه از سویی نهادهای مدل غربی تاسیس می شد و از سوی دیگر در برابر این ماتریالیسم بیولوژیک که در این مراکز گسترده می شد تدابیر احتیاطی اتخاذ می گردید اما این نهادها افرادی را تربیت می کردند که در تضاد ارزشی با نظم موجود قرار می گرفتند و واقعیتی کاملاً خارج از واقعیت اجتماعی خود را تصور می کردند. از این مرحله به بعد، اندیشه غرب گرایی و ایجاد یک نظم اجتماعی سوای نظم حاضر، تبدیل به آرزوی اصلی توده هایی گردید که از طریق آموزش تمایز پیدا کرده بودند. تمایل ترکان جوان به نوعی دولت همانند نمونه های غربی، یعنی قانون اساسی و نهادهای نمایندگی، تنها یکی از جنبه های مخالفت آنها بود. نباید فراموش کرد که این افراد همچنین آثار بوشنر را تحت عنوان ماده و نیرو به ترکی ترجمه کردند. در برابر فردی مثل صباح الدین بیگ که بیان می کند «از وقتی با تمدن غربیّه وارد مناسبات شده ایم به نظر می رسد در مملکت ما انتباه فکری به وجود آمده است؛ چنان که جامعه ما پیش از این ارتباط، دارای چنین حیات فکری نبود» (Terakkî , nr. 1, Nisan 1321) کسی مثل احمد رضا بیگ نیز وجود داشت که به عنوان یکی از سرسخت ترین مخالفان سیاست های امپریالیستی و توسعه طلبانه غرب و نویسنده کتاب ورشکستگی اخلاقی سیاست غرب در شرق[۸] -که یکی از مهمترین آثار در این زمینه است- آرزوی جامعه ای را در سر می پروراند که همانند برزیل با پوزیتیویسم شکل بگیرد و به عقیده او اگر کشور با کلاه پیشرفت نکند لااقل به عقب هم بازنخواهد گشت. نکته مهم اینجاست که این افراد مانند غرب گرایان میانه رو می خواستند علم و فناوری غربی را که اساس مسئله بود به امپراتوری منتقل کنند و یا ضمن رابطه مثبت با قدرت های غربی، به عنوان بخشی از توازن اروپا در روابط بین الملل نقش داشته باشند. آنان در کنار این امر، می خواستند یک سیستم ارزشی جدید ایجاد کنند که در عین بیگانگی برای جهان عثمانی، دستیابی به آن غیرممکن بود. در دوره مشروطه دوم، اندیشه های غرب گرایی در جامعه عثمانی منظم و جامع و موثر گردید. اگرچه جمعیت (فرقه) اتحاد و ترقی عثمانی که ابتدا قدرت را کنترل می کرد سپس آن را تصرف نمود و سرانجام تحت یک رژیم تک حزبی کشور را اداره کرد اما -به جز وقفه هایی کوتاه- از نظر سیاسی از جنبش غرب گرایی استقبال کرد و نگرش بسیار رادیکالی را خصوصاً در نظام حقوقی اتخاذ نکرد. به عنوان مثال، کمیسیون مجله[۹] به چنین نتیجه رادیکالی منتج نشد و قرارنامه حقوق عائله[۱۰] (قانون حقوق خانواده) با سیمایی الفت آمیز عرضه گردید. گرچه اندیشه مدرنیزاسیون و ینی حیاتِ [۱۱](زندگی نو) ضیا گوکالپ نیز تحت تأثیر ایده های غرب گرایی بود اما بسیاری از ویژگی های این سیمای الفت آمیز را داشت. در این دوره، اندیشه هایی در زمینه غرب گرایی توسط جنبشی فکری به نام غربچیلیق[۱۲] (غرب گرایی) مطرح شد. بلافاصله پس از اعلام مشروطیت، اولین بحث ها در این زمینه در مجله مهتاب (که هنگام بسته شدن به شبتاب نیز معروف شد) آغاز گردید. مجموعه اجتهاد که در سال ۱۹۱۱ توسط دکتر عبدالله جودت در استانبول آغاز به کار کرد مرکز این جنبش فکری قرار گرفت. بسیاری از نویسندگان به ویژه عبدالله جودت، قلیچ زاده حقی و جلال نوری که در جریان های تندروی غربی مانند ماتریالیسم، پوزیتیویسم، داروینیسم و فرویدیسم غوطه ور شده بودند اظهار داشتند که جامعه عثمانی برای حل مشکلات ساختاری و مسائل سیاسی مربوط به این مشکلات، چاره ای جز غرب گرایی کامل ندارد. به عقیده این افراد، چاره اساسی، غربگرا کردنِ اذهان آسیایی بود. غرب گرایان بر این باور بودند که اصلاحات یا تغییراتی که بدون درک این تغییر اساسی انجام شود هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت. سردبیر اجتهاد با بیان این جمله که «اگر ما به اروپا نرویم اروپا به سمت ما خواهد آمد» همین مساله را قصد می کند. به گفته غرب گرایان، روابط بین غرب و سایر ساختارهای اجتماعی به مثابه روابط بین قوی و ضعیف، ثروتمند و فقیر بود. غرب گرایان در بحث پیرامون میزان تحقق غرب گرایی، ایده ای فراتر از تزهای کلاسیک را مطرح کردند و خواستار تغییر در سطح فردی بودند. در حقیقت، در این دوره، تلاش برای گسترش آداب معاشرت اروپایی در حوزه فردی به یکی از اصلی ترین تلاش های غرب گرایان تبدیل شد. علاوه بر مطالب مجله اجتهاد، به ویژه باید به تلاش مجله خِرد در قرن بیستم[۱۳] -که طرفدار اتخاذ رفتارهای اروپایی با کمک تصاویر بود- اشاره کرد.

غرب گرایان همچنین مبارزه بزرگی علیه نهاد دین و ارزش های سنتی آغاز کردند که آن را مانعی بر سر راه جنبش غرب گرایی می دانستند. در این زمینه، همان طور که در ترجمه کتاب هلندی تاریخ اسلام گرایی اثر راینهارت دوزی[۱۴] به ترکی با نام تاریخ اسلامیت (İstanbul 1908) توسط عبدالله جودت مشاهده می شود از یک سو انتقادات مستقیم از دین مطرح می شود و از سوی دیگر، مشکلاتی که گویا در ساختار اجتماعی تعیین شده توسط دین به وجود آمده است مورد بحث قرار گرفته و ادعا می گردد که با غرب گرایی می توان راه حلی برای این مساله یافت. غرب گرایان در مورد ارزشهای سنتی چنین استدلال می کردند که این موارد خواه دینی باشد و خواه غیردینی، مانع عمده ای برای توسعه اجتماعی است. در کتاب های غرب گرایان و مقالات مبتنی بر اندیشه های کلیشه ای جریان های ضد دین در غرب که در مجلات مختلف به ویژه اجتهاد نوشته می شد نمایه ای از نوعی کاملاً فارغ از ارزشهای سنتی به طور مداوم ترسیم شده است که نهاد دین را مجموعه ای از باورهای خرافی می داند و ارزشهای غربی را جایگزین آنها می کند. این نوع از نوشته های مستمر، بعضی اوقات توصیف کننده یک دانشجوی پزشکی ماتریالیست است که با یک استاد بحث می کند و گاهی اوقات نیز جوانی را در تلاش برای آموزش مردم از طریق تحصیل در اروپا به تصویر می کشد. مجموعه مقالاتی که این مسئله در آنها به چشمگیرترین و موثرترین صورت آشکار می شود مقالاتی است که توسط قلیچ زاده حقی، تحت عناوین بی دینان[۱۵] و حکایات خواجه یونس[۱۶] نوشته شده است. به عنوان مثال در سری اول، سبک زندگی خانواده ای را به تصویر می کشد که ارزشهای غربی را کاملاً پذیرفته اند و از مزایای آنان نسبت به سایر افراد ساکن در یک ساختار سنتی بحث می کند. این تیپ ایده آل همانطور که بیان شد از ارزشهای واقعیت دیگری -برتر و خارج از واقعیت اجتماعی خود- دفاع می کند و معتقد است که جامعه خود را به روشی سریع و مثبت و فراتر از رشد طبیعی آن تغییر خواهد داد. در نهایت، غرب گرایان می خواستند به فرد مورد تصور خود که متخلق به اخلاق جدید بود ویژگی فعال بدهند. علاوه بر این، آنان اندیشه های بسیاری از متفکران ماتریالیست را از متفکران کلاسیک یونان در مجلات خود معرفی می کردند. در همان زمان، آثار نویسندگانی مانند سانفانی به منظور ترجمه فهم اخلاق مستقل از دین به ترکی ترجمه شد. (Tıbbiyeli ve Nişanlısı, İstanbul1912)

با این اعتقاد، غرب گرایان برنامه ای سیتماتیک برای غرب گرایی تهیه کردند که نظیر آن قبلاً هرگز وجود نداشت. این پیش نویس که در سال ۱۹۱۲ نوشته شد و توسط بسیاری از نویسندگان داخلی و خارجی به عبدالله جودت نسبت داده شد در واقع اثر قلیچ زاده حقی بیگ بود. اولین ماده این طرح مربوط به تحصیل اعضای خاندان و به ویژه شاهزادگان است و در این برنامه، شاهزادگان جوان همانند کشورهای اروپایی موظف به خدمت در ارتش هستند. در ماده دوم، یک پیشنهاد جالب در مورد نحوه جایگزینی ارزشهای مدرن غربی با ارزشهای سنتی ارائه شده است و توصیه می شود که در زیر تابلوهای «یا حافظ» بر سردر بناها، تابلوی یک شرکت بیمه آویزان شود. در ماده سوم -به عنوان یک درخواست مهم- پیشنهاد می شود که کلاه فِس به عنوان سرپوش بیزانسی کنار گذاشته شود و با یک کلاه ملی جدید جایگزین گردد و حتی با تغییر کلاه های نظامی، نوعی سرپوش مشابه با پوشینه قدیمی ترکان، اما متناسب با «نزاکت» عصر انتخاب شود. در ماده چهارم خواسته شده است که حقوق مختلف زنان به ایشان اعطا شود و مراجع دینی در این مسئله دخالت نکنند. پس از ماده پنجم که به همین موضوع می پردازد ماده ششم خواستار لغو تکایا و زاویه های دراویش و ماده بعدی هم تعطیلی مدارس پیشین و تأسیس موسسات ارائه دهنده آموزش با شیوه های غربی است. پس از ماده هشتم که به ضرورت ترک عادات های سنتی اشاره دارد ماده های نهم و یازدهم به طرح پیشنهادهایی پیرامون ایجاد یک برداشت اخلاقی جدید می پردازد و در ماده دهم توصیه می شود که جمعیت ها مناسباتی با امور حکومتی نداشته باشند. ماده دوازدهم پیشنهاد می کند که با اعمال اصلاحاتی در مشیخت، این مقام به عنوان حامی طرفداران مدرنیزاسیون شناخته شود. ماده سیزدهم درباره اصلاحاتی در ارتش است. در ماده چهاردهم پیشنهاد شده است که همه مذاهب تحت یک مذهب واحد متحد شوند. ماده پانزدهم درمورد اصلاحات برنامه ریزی شده برای زبان است؛ در ماده شانزدهم عنوان شده است که باید ابتکار عمل ویژه ای به عنوان نیروی محرکه در جامعه وجود باشد در ماده هفدهم دعاوی حذف ارزش های سنتی تکرار می شود و مقاله هجدهم خواستار اصلاحاتی در قوانین مطابق با الزامات عصر است. یکی از جنبه های مهم این مجموعه که بعضاً مثالهای مضحکی را برای جلوگیری از پیگرد قانونی به کار گرفته است طراحی نظامی بود که رژیم جمهوری بعدی، سعی در تحقق آن داشت. غرب گرایان به دلیل نظریات خود واکنش های قابل توجهی از اقشار مختلف جامعه دریافت کردند و به ویژه در نتیجه خواسته هایی که در خصوص مقام مشیخت ارائه کرده بودند نویسندگان غربگرا تحت تعقیب قرار گرفتند و مجلات آنها به دلیل انتشار مطالبی در این زمینه تعطیل شد. مخصوصا نشریات اسلامگرا مخالفت شدیدی با نظریات مسیر غرب گرایی داشتند. در حقیقت، این مخالفت بر خود غرب گرایان نیز تأثیر داشت و بحث و گفتگو در مورد موضوعاتی مثل حدود، مقیاس، روش، هدف و مسائل دیگر غرب گرایی، آنها را به دو قسمت تقسیم کرد.

تأثیر رادیکالیزه سازی جنگ های بالکان بر افکار عمومی عثمانی تأثیر مشابهی در نظریات غرب گرایان داشت که منجر به واگرایی زیادی بین آنان شد. در این شرایط، جلال نوری بیگ مقاله ای با عنوان شیمه خصومت در مجله اجتهاد نوشت و ادعا کرد که غرب هرگز با جامعه عثمانی دوست نبوده است لذا باید با کنار گذاشتن غرب، غرب گرایی ادامه یابد. عبدالله جودت در پاسخ به این مقاله در شماره بعدی همان مجله اظهار داشت که این دیدگاه کاملاً غلط است؛ عثمانیان چیزی جز دانش آموز غرب نیستند و تنها یک تمدن وجود دارد که آن تمدن اروپا است؛ بنابراین ناگزیر باید گل و خار با هم برگرفته شود. پس از این مباحثه، دو گروه از غرب گرایان پیرامون دو بحث مذکور شکل گرفت: غرب گرایان کامل که نظریات خود را مانند گذشته در مجله اجتهاد بیان کردند در حالی که غرب گرایان جزئی به رهبری جلال نوری بیگ در مجله سربست فکر (اندیشه آزاد) دور هم جمع شدند (که بعد از بسته شدن با نام اخوت فکریه و بعد هم حریت فکریه ادامه یافت.) آنها در مقالات خود در این مجله اظهار داشتند که غرب گرایی کامل، معنایی جز تبدیل شدن امپراتوری عثمانی به یکی از اقمار غرب ندارد و به ضرورت ترسیم حدود و ثغور در این زمینه اشاره کردند. جلال نوری بیگ در مقالات خود، خواستار گزینش موارد مثبت ارزش های سنتی و یافتن راه های بهره مندی از آنها بود. با بررسی فعالیت های غرب گرایی در دوره دوم مشروطه، مشاهده می شود که غرب گرایان نوعی پروژه تغییر اجتماعی ارائه دادند که در عین غیرسیاسی بودن، اساساً درک اخلاقی جدیدی را برای افراد به ارمغان می آورد. در حقیقت، حمایت برخی از غرب گرایان از جنگ استقلال و گماشته شدن بخشی دیگر توسط دولت های استانبول در جایگاههای مهم، نشان می دهد مسئله اصلی آنها مبارزه سیاسی نبوده است. علاوه بر این، اتحاد و ترقی نیز به ویژه در زمینه حقوقی تلاش هایی را در زمینه غرب گرایی انجام داد اما در عین حال، مانع انتشار روزنامه اجتهاد -اصلی ترین نشریه غرب گرایان- شد. بسته شدن مهمترین ارگانهای رسانه ای در طول جنگ جهانی اول، ضربه بزرگی به فعالیت این جنبش وارد کرد. علاوه بر این، با توجه به این واقعیت که شرایط جنگی و مقامات رسمی اداری، اجازه انتشار چنین نشریات قابل اعتراضی را در شرایط فعلی نمی دادند دلیل دیگری بود که اقدامات این افراد را به حداقل می رساند.

بنابراین غرب گرایان در طول سالهای جنگ، فعالیت انتشاراتی دیگری جز مقالات جلال نوری بیگ در مجله ادبیات عمومیه و سردبیری کوتاه مدت عبدالله جودت بیگ در روزنامه اقدام فعالیت دیگری نداشتند. یکی از ارکان اصلی ساختار سیاسی جدیدی که پس از جنگ استقلال تاسیس شد اندیشه های موجود در زمینه غرب گرایی بود. این وضعیت را می توان با مواضع غربگرایان مشهور دوره دوم قانون اساسی در رژیم جدید مشاهده کرد. قیلیچ زاده حقی بیگ و جلال نوری بیگ در دوره جدید، نماینده شدند. اگرچه عبدالله جودت شخصاً با پذیرش مصطفی کمال آتاتورک، نمایندگی الازیغ را کسب کرد اما موارد منفی درباره شخصیت وی، این امر را غیرممکن کرد. از آنجا که رژیم جدید خود را ملزم به ادغام در سیستم ارزشی امپراتوری عثمانی نمی دانست و همچنین نگرانی های عمومی دموکراتیک نیز نداشت اما گامهای بسیار رادیکال تری در غرب گرایی برداشت. اندیشه ایجاد ساختارهای دوگانه از زمان تنظیمات و زیست امر جدید در کنار ساختارهای قدیم، کاملاً کنار گذاشته شد و یک تلاش کامل غرب گرایی در هر زمینه آغاز گردید. رژیم جمهوری، تمدن غربی را که از آن به عنوان «تمدن معاصر» یاد می کرد به عنوان هدف مورد نظر نشان داد. بسیاری از نظرات مطرح شده از دوره دوم مشروطه توسط غربگرایان در دوره جمهوری عملی شد. در سطح فردی، تلاش برای تحمیل ارزشهای غربی با اقدامات قابل توجه و جدی انجام شد؛ همان طور که در قانون اقتثاث کلاه[۱۷] به وضوح دیده می شود روشهایی که قبلاً در این زمینه انجام نشده بود اجرا گردید. بسیاری از راهنماهای اقتباسی از کتب آداب معاشرت اروپایی در این دوره -به ویژه راهنمای آداب معاشرت کامل و مصور (İstanbul 1927) توسط عبدالله جودت- منتشر شد. در زمینه آموزش، موسساتی تاسیس شدند که کاملاً با روشهای غربی فعالیت می کردند. تغییر عمده دیگری که باید به آن اشاره شود پذیرش حروف لاتین به جای حروف عربی در سال ۱۹۲۸ است. بدون شک مهمترین تغییر در زمینه حقوق، تصویب قوانین مدنی و تعهدات سوئیس در سال ۱۹۲۶ بود. یکی از اقدامات رژیم جدید، اجرای اندیشه های غرب گرایان در زمینه تابع کردن نقش های اسلام در جامعه بود. در این دوره، بسیاری از آثار که مشهورترین آنها لو بن سانس (اثر دکارت) بود با حمایت بودجه وزارت معارف به ترکی ترجمه شدند. غرب گرایی به ویژه تا زمان گذار به رژیم جمهوری و پایان حکومت تک حزبی و مدیریت اجرایی، بخش مهمی از ایدئولوژی رسمی را تشکیل می داد. نقطه نظرات نسبتاً مستقل و انتقادی نسبت به جنبش غرب گرایی -به استثنای نوشتجات مربوط به دوره جمهوری تا زمان قانون تقریر سکون– پس از سال ۱۹۵۰ مطرح شد. مهمترین انتقادهایی که باید در این زمینه ذکر شود کارهای ممتاز تورخان به نام در کجای راه غربگرایی هستیم و مقالات علی فواد باشگیل در مورد قانون مدنی است. با توجه به تأثیرات و نتایج جنبش غرب گرایی در امپراتوری عثمانی و جمهوری ترکیه، شکی نیست که این تلاش، نقش تعیین کننده بسیار مهمی در تغییر اجتماعی داشته است.

نویسنده: م. شکری هانی اوغلو

 

در همین باره بخوانید:

اسلام گرایی عثمانی در حوزه اندیشه

اسلام گرایی در ادبیات عثمانی

نهضت‌های اصلاحی در امپراطوری عثمانی

جامعۀ مدنی در امپراتوری عثمانی + دانلود متن اصلی

اندیشه‌ها و فعالیت‌های سیاسی ترکان جوان

 

کتابشناسی:

Ebûbekir Râtib Efendi, Seyahatnâme, İÜ Ktp., TY, nr. 6096.

Bir Osmanlı Zâbiti İle Bir Ecnebi Zâbitinin Mükâlemesi, İÜ Ktp., TY, nr. 6623.

Hamdi, Beyân-ı Fâide-i Cedîde, İstanbul Belediyesi Atatürk Kitaplığı, Muallim Cevdet, nr. K. 51/1.

Koçi Bey, Risâle (Danışman).

Mustafa Sâmi Efendi, Avrupa Risâlesi, İstanbul 1256.

Ahmed Midhat, Avrupa Âdâb-ı Muâşereti Yahut Alafranga, İstanbul 1312.

Ahmed Rızâ, Batının Doğu Politikasının Ahlâken İflası (trc. Ziyad Ebüzziya), İstanbul 1982.

Peyami Safa, Türk İnkılâbına Bakışlar, İstanbul 1933.

Karal, Osmanlı Tarihi, V.

Tanpınar, Türk Edebiyatı Tarihi.

Tarık Zafer Tunaya, Türkiyenin Siyasi Hayatında Batılılaşma Hareketleri, İstanbul 1960.

Niyazi Berkes, Türkiye’de Çağdaşlaşma, İstanbul 1978.

Hilmi Ziya Ülken, Türkiye’de Çağdaş Düşünce Tarihi, İstanbul 1979.

Mümtaz Turhan, Garblılaşmanın Neresindeyiz, İstanbul 1980.

  1. Şükrü Hanioğlu, Bir Siyasal Düşünür Olarak Doktor Abdullah Cevdet ve Dönemi, İstanbul, ts.

a.mlf., Bir Siyasal Örgüt Olarak Osmanlı İttihad ve Terakki Cemiyeti ve Jön Türklük: 1889-1902, İstanbul, ts.

Sabri Ülgener, İktisadi Çözülmenin Ahlak ve Zihniyet Dünyası, İstanbul 1981.

Şerif Mardin, Din ve İdeoloji, İstanbul 1983.

Mecmûa-i Funûn, nr. 22, İstanbul 1280.

Celal Nûri, “Şîme-i Husûmet”, İctihad, nr. 88, İstanbul 1329, s. 1949-1951.

Hayâl, İstanbul, nr. 157, 5 Haziran 1921

[۱] asrîlik

[۲] asrîleşme

[۳] muasırlaşma

[۴] çağdaşlaşma

[۵] modernleşme

[۶] alafranga

[۷] Güneş

[۸] La Faillite morale de la politique Occidentale en Orient

[۹] مجله احکام عدلیه یا به صورت کوتاه، مجله، یک قانون حقوق خصوصی اسلامی است که توسط کمسیونی به ریاست احمد جودت پاشا بین سالهای ۱۸۶۸ و ۱۸۷۶ تنظیم شده است. در نیم قرن اخیر امپراتوری عثمانی، از آن به عنوان مبانی قانونی در دادگاه های شرعی استفاده می شده است.

[۱۰] Hukūk-ı Âile Kararnâmesi

[۱۱] yeni hayat

[۱۲] Garpçılık

[۱۳] Yirminci Asırda Zekâ

[۱۴] Reinhardt Dozy

[۱۵] Dinsizler

[۱۶] Yûnus Hoca Hikâyeleri

[۱۷] Şapka İktisâsı Hakkındaki Kanun

همچنین ببینید

کتابی جدید با موضوع احترام به اهل‌بیت در تمدن عثمانی

پایگاه مطالعات عثمانی: همزمان با فرارسیدن ایام ماه محرم،  در پی امضای تفاهمنامه‌ای با انتشارات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *