ترکان جوان
اعضای ترکان جوان: اسحاق سکوتی، سراج الدین بیگ، طونالی حلمی، مختار، مدحت شکری، امین بیگ، لطفی بیگ، دکتر شفیق بیگ، نوری احمد، دکتر رشید، منیف بیگ

اندیشه‌ها و فعالیت‌های سیاسی ترکان جوان (قسمت اول)

چکیده:

در نتیجه اصلاحات نظامی حاکمان عثمانی برای بازگرداندن قدرت سابق حکومت و در پی گسترش تحصیلات آموزشی در دوره تنظیمات و افزایش مطبوعات، یک گروه از روشنفکران نظامی و غیر نظامی تکوین یافتند که از نزدیک با اندیشه های غرب آشنا بودند. به عقیده این روشنفکران که هدف اصلی آنان جلوگیری از تجزیه حکومت بود برای بازیابی قدرت سابق حکومت، باید اصلاحاتی به سبک اروپایی انجام می گردید.

این گروه از روشنفکران که از سال ۱۸۶۰ بحث در مورد سیستم مشروطیت را آغاز کرده بودند در داخل به نوعثمانیان و در خارج به ترکان جوان معروف شدند. این افراد با افکار خود به روند منتهی به اعلام اولین سلطنت مشروطه کمک شایانی کردند. با این حال پس از سال ۱۸۷۷ توسط عبد الحمید متفرق شدند و تبعید گردیدند.

آنها حتی در تبعیدگاه هایشان به فعالیت خود ادامه دادند. لذا با ظهور گروههای فکری جدیدی که دنباله رو آنان بودند جنبش دوم ترکان جوان آغاز گردید. در نتیجه، جنبش اتحاد و ترقی که تقریباً شامل همه ترکان جوان بود ظهور کرد. این افراد با اعلام مشروطه دوم، اداره امور را به دست گرفتند.

در این پژوهش، ابتدا به اصلاحات امپراتوری عثمانی که موجب ظهور ترکان جوان گردید اشاره خواهد شد. سپس در این خصوص که ترکان جوان دوره اول و دوم چه کسانی بودند و چه افکار و اقداماتی داشتند بحث خواهد شد. این پژوهش به تلاش گروههای روشنفکر نظامی و غیرنظامی برای نجات حکومت خود از فروپاشی خواهد پرداخت.

واژه های کلیدی: ترکان جوان، مشروطیت، اصلاحات، جمعیت اتحاد و ترقی

مقدمه:

مروری بر آغاز جنبش های اصلاحات در عثمانی

ترکان جوان گروهی از روشنفکران عثمانی بودند که در نیمه دوم قرن نوزدهم هنگامی که امپراتوری عثمانی سرزمین های خود را با سرعت بیشتری از دست می داد ظهور کردند و هدف آنها جلوگیری از تجزیه حکومت بود. این افراد، معتقد به انجام اصلاحات مختلف برای بازگرداندن قدرت سابق حکومت بودند. قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم که ترکان جوان متشکل از چه کسانی بودند؛ چه عقایدی داشتند و چه اقداماتی انجام دادند بایستی اصلاحاتی را که سلاطین و دولتمردان برای ممانعت از فروپاشی امپراتوری عثمانی سعی در ایجاد آن داشتند مد نظر قرار دهیم؛ اصلاحاتی که در واقع به تکوین این طبقه روشنفکر عثمانی کمک کرد.

نقطه عطف تاریخ عثمانی در سال ۱۶۸۳ هنگام شکست در محاصره دوم وین اتفاق افتاد. شکستهای پی در پی و جنگ ۱۶ ساله که منجر به انعقاد معاهده کارلوویتز[۱] در سال ۱۶۹۹ با چهار کشور اتریش، لهستان، ونیز و روسیه گردید این نقطه عطف را تقویت کرد. با این قرارداد، امپراتوری برای اولین بار بخشی از خاک های خود را از دست داد.[۲] علاوه بر آن، عثمانی برای اولین بار، قوانین دیپلماسی بین المللی و نمایندگی را که وستفالیا[۳] در توافقنامه کارلویتز مندرج کرده بود تصویب کرد. (Ortaylı,۲۰۰۷:۳۴)

از این جنگها که شانزده سال به طول انجامیده بود مشخص شد که ارتش عثمانی از این پس در مقابل ارتش های اروپایی که خود را تجدید و مدرن کرده بودند چاره ای جز تسلیم شدن ندارد. از همین رو بازآرایی و انضباط ارتش به امری ضروری بدل شد. به همین سبب، جنبش های غربگرایی در امپراتوری عثمانی ابتدا در ارتش آغاز شد.

با صدور فرمانی در سال ۱۷۰۱ برخی اصلاحات در ارتش آغاز شد. در این زمینه، تعداد اهالی شهر و دهقانان که قبلاً به سپاه ینی چری منتقل می شدند کاهش یافت و تعداد نفرات توپخانه و سواره نظام قاپوقولو به طور قابل توجهی کمتر گردید و از بار خزانه داری کاسته شد. باز هم مقرراتی در مورد سوارکاران تیماردار که از عناصر اصلی ارتش بودند وضع شد. علاوه بر این، قانونی وضع شد که به صلاحیت و دانش اعضای نیروی دریایی اهمیت می داد. (۱۷۰۱) با وجود همه این پیشرفت ها، ارتش نتوانست از شکست در جنگ ها جلوگیری کند و در نتیجه، برخی از سرزمین ها با پیمان پاساروفچه[۴] که در سال ۱۷۱۸ امضا شد از دست رفت (Uzunçarşılı, ۱۹۹۵:۱-۱۰,۱۴۴)

در دوره داماد ابراهیم پاشا[۵] (۱۷۳۰-۱۷۱۸) که منجر به امضای این قرارداد شد در کنار برقراری صلح، برخی اصلاحات تداوم یافت. به عنوان مثال، عیار مسکوکات تنظیم شد[۶]؛ تشکیلات ارتش سازماندهی مجدد شدند؛ تعداد وزیران دیوان همایون کاهش داده شد و برای انتساب افراد لایق به این مقام توجه ویژه صورت گرفت. (Yücel, 1992: 28)

با اهتمام ابراهیم پاشا که علاقه زیادی به حوزه علم و دانش داشت آثاری از عربی، فارسی و لاتین ترجمه شد. علاوه بر ترجمه برخی از آثار ارسطو، از شروح آن نیز ترجمه هایی ارائه گردید. علاوه بر آن، ابراهیم افندی به عنوان سفیر همراه با ۷۶۰ نفر راهی وین شد. ییرمیسگیز چلبی زاده محمد افندی نیز به پاریس اعزام شد.[۷] پس از مدتی نیز بر اساس پیمان پاساروفچه یک نفر به عنوان کنسول دائم به وین فرستاده شد (۱۷۲۵) (Uzunçarşılı, ۱۹۹۵: ۱۴۸-۱۵۵)

از طرف دیگر سفارتنامه هایی که توسط این سفیران نوشته می شد نه تنها در خصوص ساختار نهادی اروپای آن دوره بلکه در مورد مسائلی همچون زندگی روزمره مردم و معماری اطلاعاتی ارائه می داد. (Ergur, 2009: 427) امپراتوری عثمانی در این دوره از صلح، به تدریج با ساختار فکری در حال رشد در اروپا تحت عنوان “عصر روشنگری” آشنا می شد.[۸]

افتتاح چاپخانه و آغاز نشر آثار ترکی از مهمترین وقایع این دوره بود. قبل از این تاریخ، چاپخانه هایی در استانبول و برخی از ولایات عثمانی وجود داشت که کتاب هایی به زبان های عربی، عبری، رومی[۹] و ارمنی چاپ می کردند. با این حال، انتشار کتب ترکی از دوران احمد سوم و همزمان با صدارت داماد ابراهیم پاشا آغاز شد. وقتی سعید محمد افندی در سال ۱۷۲۰ همراه با پدرش ییرمیسکیز چلبی زاده محمد افندی که به عنوان سفیر راهی فرانسه شده بود به پاریس رفت در آنجا مشاهده کرد که چاپخانه های پاریس قادر است در مدت کوتاهی کتابهای زیادی را چاپ کند لذا خواستار تأسیس یکی از همان چاپخانه ها در امپراتوری عثمانی شد.

او هنگامی که با این نیت مراجعت کرد همراه با متفرقه ابراهیم افندی[۱۰] که اصالتاً مجارستانی بود بدین منظور وارد عمل شد. در نهایت، کار با تایید داماد ابراهیم پاشا آغاز شد. با فتوای اخذ شده از شیخ الاسلام، از مخالفت ها ممانعت به عمل آمد و اولین چاپخانه در استانبول افتتاح شد. (۱۷۲۷) با افتتاح چاپخانه، کارخانه ای نیز برای تامین کاغذ مورد نیاز آن در یالووا[۱۱]  افتتاح گردید. (۱۷۴۶) (Uzunçarşılı, ۱۹۹۵: ۱۵۲-۱۷۰; Yücel, 1992:33; Kunt, 1997: 53; Ziyade, 2003: 309-310).

علاقه به اروپا و فرهنگ آن در این دوره در یک حلقه محدود باقی ماند. در حقیقت، اگرچه در دوره داماد ابراهیم پاشا و معروف به عصر لاله[۱۲] قصد بر این بود که از جنبش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب بهره مندی حاصل شود اما پس از مدتی، با پیدایش مخالفت های بزرگی در این خصوص، این روند با قتل وزیر و تعویض سلطان پایان یافت.

با همه این اوصاف، جریان فرهنگ غرب با دستگاه چاپ آغاز شده بود. از این نظر، چاپخانه محصول دوره ای است که درک شده بود پیش از آنکه دیر شود بالضروره باید برای محافظت از حکومت در برابر غربِ در حال توسعه، کاری انجام داد. در واقع این نیاز، توسط ناخدا خلیل پاشا[۱۳] بدین صورت بیان شد: «اگر ما بلافاصله از اروپا تقلید نکنیم مجبور خواهیم شد به آسیا برگردیم.» به همین دلیل، مفاهیمی مانند تجدد، مدرنیزاسیون، روشنگری و غربی شدن در امپراتوری عثمانی همراه با چاپخانه ظهور کرد و سرانجام در قالب غربشناسی و غربگرایی ادامه یافت. ترجمه از زبان های غربی، مباحث علوم نظری، رمان و تئاتر، انواع جدید ادبیات و کتابهای مربوط به خدمات جدید نظامی از نتایج غربگرایی بود. (Doğan, 1992: 720)

در دوره مصطفای سوم (۱۷۵۷- ژانویه ۱۷۷۴) که طرفدار اصلاحات نظامی به سبک اروپایی بود مقررات جدی تری نسبت به گذشته وضع شد. قبل از آن، فرانسه قصد داشت تا به جهت ایجاد مانعی در برابر قدرت روزافزون روسیه، هیأتی را برای انجام اصلاحات اساسی نظامی به عثمانی اعزام کند و از اخذ کاپیتولاسیون های روسیه از امپراتوری عثمانی جلوگیری کند اما عثمانی در این خصوص تردید داشت و این مساله را قبول نمی کرد. با این حال، بارون دوتات[۱۴] نجیب زاده مجارستانی که در آن زمان در استانبول اقامت داشت مامور رسیدگی به این موضوع شد.[۱۵] این اولین مدرسه ریاضیه بود. در این مدرسه ، کمپل مصطفی[۱۶] با اصالتی انگلیسی و کرمروان فرانسوی[۱۷] همراه با وی تدریس می کردند. با پیشنهادات وی، مقررات جدیدی در زمینه نظامی وضع شد. در همان دوره، ناخدا غازی حسن پاشا نیز با کمک کارشناسان فرانسوی، نیروی دریایی عثمانی را تقویت کرد. (Ziyade, 2003: 314-315)

سلیم سوم که آغازگر جدی ترین اصلاحات در امپراتوری عثمانی بود در میان سنت اصلاح طلبی قرن هجدهم بزرگ شد؛ او در حالی که تنها یک شاهزاده بود با لویی شانزدهم آخرین پادشاه فرانسه به طور مخفیانه مکاتبه می کرد و از وی مشاوره می گرفت.[۱۸] به همین دلیل در تمام این جنبش های تجددطلبانه که با هدف ایجاد نظم جدیدی به معنای غربی (که شامل همه نهادهای دولت بود) انجام می شد فرانسه به عنوان الگوی اصلی نظام جدید تبدیل گردید. به عبارت دیگر، فرانسه به عنوان بنیانی برای نوآوری در مدیریت، سیاست، نظامی گری، اقتصاد، علم و سایر زمینه ها در نظر گرفته شد. (Zürcher, 2000: 39-40; Özipek, 2009: 973-974)

سلیم سوم برای اولین بار بلافاصله پس از سال ۱۷۹۱ فرستاده ای را به وین اعزام کرد و از او خواست گزارشی راجع به کلیه نهادهای دولتی اتریش تهیه کند. ابوبکر راتب افندی اطلاعاتی را که به عنوان سفرنامه جمع آوری کرده بود به سلطان ارائه داد.[۱۹] سلطان پس از بررسی این گزارش و با افزودن اضافات لازم، یک برنامه تفصیلی تجددطلبانه تهیه کرد و از دولتمردان خواست تا نظرات خود را ارائه دهند. او از ۲۲ گزارش ارائه شده، ترقی خواه ترین ها را قبول کرد و این اصلاحات به طور گسترده در حوزه نظامی به اجرا درآمد.

در این خصوص تصمیم گرفته شد واحدی نوبنیاد به نام نظام جدید با متد اروپایی ایجاد شود (۱۷۹۳) برای هزینه های این واحد نظامی، خزانه جداگانه ای تاسیس شد و برای مدیریت آن اداره امور مالی جدید[۲۰] تشکیل گردید. (Akşin, 1997: 75-77)

در سال ۱۷۹۵ آکادمی نظامی مهندسین برّی همایون[۲۱] طبق نمونه اتریشی تاسیس شد. فارغ التحصیلان این مرکز به عنوان افسر در نظام جدید، توپخانه، واحد ارابه چی، واحد خمپاره چی و تخریبچی مشغول شدند. پس از مدتی نیز مرکز مهندسین بحری همایون[۲۲] افتتاح گردید.

یک سازمان بهداشت و یک دانشکده پزشکی نیز برای نیروی دریایی تاسیس شد. تجهیزات و کتب پزشکی این مراکز از اروپا آورده شد و بعضی از کتابها نیز به ترکی ترجمه گردید. علاوه بر این، روش قرنطینه برای اولین بار برای بیماری های عفونی به کار گرفته شد. در بیشتر این مدارس، افسران فرانسوی مشغول به خدمت بودند. از سوی دیگر به سبب آنکه اکثر کتاب های تدریس شده به زبان های فرانسه و آلمانی بود یادگیری این زبان ها نیز اجباری گردید. بنابراین، این دانشجویان که زبانهای غربی را می آموختند نه تنها کتابهایی را در زمینه تخصصی خود بلکه در سایر حوزه ها مطالعه می کردند. در نتیجه، یک طبقه فکری که افکار غربی را فرا می گرفت به وجود آمد. (Ortaylı, ۲۰۰۷: ۳۸-۴۱; ۲۰۱۰: ۵۱-۵۲; Akşin, 1997: 77-78)

به عنوان مثال، سید مصطفی که در مدارس العلمیه (افتتاح شده در زمان سلیم سوم) به شیوه اروپایی آموزش دیده بود در سال ۱۸۰۳ رساله کوتاهی به زبان فرانسوی در موضوع نظامی به نگارش درآورد. وی در این رساله از عقاید ابراهیم متفرقه و برخی دیگر از اصلاح طلبان دفاع کرد و همچنین از نیروهای محافظه کار که آموزش مدرن را به سخره می گرفتند انتقاد نمود. او اولین کسی بود که اطلاعاتی در مورد شخصیت و نبوغ پاسکال ریاضیدان ارائه داد. (Ziyade, 2003: 318-319)

همچنین در این دوره بود که عثمانیان نزدیکترین ارتباط را با اروپا داشتند؛ به ویژه افسران اعزامی از فرانسه سعی می کردند تا اصول انقلابی کشور خود را گسترش دهند. از طرف دیگر، سایر کشورهای اروپایی به سبب مخالفت با انقلاب، برخلاف این مساله تلاش می کردند. امپراتوری عثمانی پس از این ارتباط نزدیک با اروپا شروع به اعزام سفرای خود به خارج نمود.[۲۳] تا این زمان، افتتاح سفارتخانه دائمی عثمانی در کشورهای دیگر به صورت جدی دنبال نمی شد چرا که آنان همیشه خود را برتر از دیگران می دانستند؛ حتی پادشاهان کشورهای دیگر نیز همتراز وزیر اعظم عثمانی در نظر گرفته می شد؛ اما دیگر با این نوع از دیپلماسی نمی شد با اروپا مقابله کرد. به همین دلیل، وجود سفرای دائمی مورد نیاز بود تا حکومت از آنچه در اروپا اتفاق می افتد مطلع شود.

اولین سفارت دائمی در سال ۱۷۹۳ در لندن گشایش یافت. سپس در سال ۱۷۹۶ در پاریس، وین و برلین افتتاح شد. هدف آنها آگاه سازی حکومت در مورد اروپا بود. بسیاری از اصلاح طلبان بعدی امپراتوری عثمانی به عنوان دفتردار در این سفارتخانه ها کار می کردند. اگرچه سفرا بسیار پیر و کم تجربه بودند اما برخی از جوانان در معیت آنان با یادگیری زبان های غربی و سازگاری بهتر با اروپا ارتباط و دوستی بیشتری با اقشار مختلف برقرار می کردند. در حقیقت، پس از انقلاب یونان در سال ۱۸۲۱ هنگامی که شغل مترجمی به مسلمانان انتقال پیدا کرد این ارتباطات بیشتر شد. به دنبال آن، افتتاح کنسولگری ها آغاز گردید. اولین کنسولگری در سال ۱۸۰۶ باز هم در لندن افتتاح شد و تعداد آن با گذشت زمان افزایش یافت. (Zürcher, 2000: 42-43; Yücel, 1992: 167; Akşin, 1997: 79)

اگرچه هدف کلیه این اصلاحات، تقویت عثمانی ها در برابر اروپا بود اما ظهور مخالفت با اصلاحات، چندان به تأخیر نیفتاد و سلطان در پی یک شورش از سلطنت برکنار شد. (۱۸۰۷)

علمدار مصطفی پاشا از اعیان روسه[۲۴] اگرچه برای بازگرداندن سلیم سوم به سلطنت و برقراری مجدد نظام جدید که توسط علمای متعصب تخریب شده بود اقداماتی انجام داد اما آخرالامر، سلطان کشته شد. او همچنین به محمود دوم کمک کرد تا به سلطنت برسد (۱۸۰۸) و اصلاحات در این دوره نیز ادامه داشت.

اگرچه در سال ۱۸۰۸ با حاکمان محلی دارای قدرت روزافزون که خود را «اعیان» می نامیدند توافقاتی حاصل شد (سند اتفاق)[۲۵] اما سلطان به محض قوی تر شدن، این توافق را کنار گذاشت. متعاقباً وی اصلاحات را ادامه داد و برای اولین بار، واحد سگبان جدید را تأسیس کرد که در ادامه نظام جدید پیشین بود. با این حال در پی یک قیام جدید، علمدار مصطفی پاشا کشته شد و سلطان مجبور شد این واحد نظامی را بنا به درخواست ینی چری حذف کند. (Ortaylı, ۲۰۱۰: ۳۹-۴۳; Zürcher, 2000: 48-50)

محمود دوم که موضع داخلی خود را نسبت به گذشته تقویت کرده بود ابتدا خواستار اصلاحات مشخصی در ارتش شد که هدف آن تقویت حکومت مرکزی با ارتشی به سبک مدرن بود. اول از همه، او یک واحد نظامی به نام واحد اشکینجی[۲۶] تأسیس کرد. هنگامی که ینی چریان با این مساله مخالفت کردند نهاد ینی چریان به شکلی خونین از میان رفت. (۱۸۲۶) کسانی که ارتباط دور و نزدیک با این نهاد داشتند آشکارا کشته شدند و تکیه های بکتاشی از میان برداشته شد. این رویداد واقعه خیریه[۲۷] نام داشت (Mustafa Nuri Paşa, 2008: 483-485; Ortaylı, ۲۰۱۰: ۴۴-۴۵; Ziyade, 2003: 323)

ارتش جدیدی که پس از آن تأسیس شد و عساکر منصور محمودیه نام گرفت قادر نشد تا از شکست خود جلوگیری کند و یونان و مصر در مدت کوتاهی از دست رفت. محمود دوم به منظور تقویت ارتش جدیدی که تأسیس کرده بود افراد زیادی را برای یادگیری استفاده از سلاح های جدید به اروپا فرستاد. برای این ارتش، مدارس طبیّه و حربیّه تأسیس شد و معلم هایی را برای این کار از اروپا آوردند. زبان آموزشی در این مدارس، فرانسوی بود. برای تقویت ارتش جدید به پول و نفرات نیاز بود؛ به همین دلیل برای اولین بار در این دوره، سرشماری نفوس و املاک برای مالیات و خدمت سربازی  انجام شد. (۱۸۳۱) با این سرشماری مشخص شد که بیش از دو و نیم میلیون نفر مرد در آناتولی و حدود یک و نیم میلیون نفر در روم ائلی زندگی می کنند. اگرچه تحصیلات ابتدایی برای هر شهروند اجباری بود اما بنا به شرایط این دوره، تصمیم گرفته شد که این مساله فقط در استانبول اجرا شود. جهت تربیت دانش آموزان برای ورود به مدارس عالی در برخی مناطق استانبول، مدارس رشدیه افتتاح شد. همچنین مدارسی عالی با عنوان مکتب حربیه، طب خانه عامره (۱۸۲۷) و جراح خانه (۱۸۳۲) در استانبول گشایش یافت. پس از آن، مکتب طبّیه عالیه شاهانه[۲۸] و دارالعلوم حکمیّه عثمانیه[۲۹] به عنوان دانشکده های پزشکی امروز افتتاح شد. (۱۸۳۹) برای انجام این اصلاحات به کارکنان ورزیده ای نیاز بود؛ به همین منظور دانشجویانی برای تحصیل در رشته های مختلف به کشورهای مختلف اروپا اعزام شدند. علاوه بر آن، روزنامه ای رسمی به نام تقویم وقایع به زبان ترکی و فرانسه منتشر گردید تا افکار عمومی را در مورد اصلاحات در این دوره روشن کند. (۱۸۳۱) در پی این اصلاحات، نسل جدیدی تکوین یافت که در کنار علم و فناوری مدرن با طرز تفکر اروپا از نزدیک آشنایی حاصل کرده بود. مصطفی رشید پاشا که در میان آنها صاحب جایگاه مهمی بود تأثیر زیادی بر سلطان داشت. تحت تأثیر اطلاعاتی که وی از اروپا جمع آوری و ارسال کرده بود محمود دوم وی را به عنوان وزیر امور خارجه منصوب کرد. (۱۸۳۷)

مصطفی رشید پاشا بلافاصله شروع به کار کرد و از طریق تشکیل یک کمیسیون، احکام حاوی اصلاحات در زمینه های مختلف کشور را به سلطان ارائه نمود. گرچه سلطان قصد عملی کردن آنها را داشت اما عمر او بدین منظور کفایت نکرد. (۱۸۳۹) (Karagöz, 1995: 193-194; Yücel, 1992: 223-227; Ortaylı, ۲۰۱۰: ۵۲-۵۶) بنابراین این امر بر عهده پسرش عبدالمجید قرار گرفت تا فرمان تنظیمات را اعلام نماید.

در ۳ نوامبر ۱۸۳۹ خط همایون گلخانه اعلام شد که تداوم اصلاحات انجام شده تا آن زمان بود؛ اما آغازگر دوران جدیدی در حکومت به حساب می آمد. زیرا در این دوره، صدر اعظم و کارمندان دیوان سالار پیرامون وی بر امور حکومت تسلط داشتند. همان طور که ذکر شد مصطفی رشید پاشا طرفدار اصلاحات به سبک اروپایی و مشوق محمود دوم برای پذیرش آن بود. وی با مرگ محمود دوم توانست تا علی رغم مخالفت های موجود، سلطان عبدالمجید جوان و سایر دولتمردان حامی او را متقاعد کند.

خط شریف گلخانه

در این فرمان توضیح داده شده بود که دلیل ضعف و فقر کشور به دلیل عدم اجرای شرع و قوانین است؛ بنابراین قوانین جدیدی وضع شد و حفظ جان و مال و ناموس مردم، تعیین مالیات با توجه به درآمد و استخدام سربازان به عنوان اصول اساسی مد نظر قرار گرفت.

همچنین بیان شد برای بازیابی قدرت سابق کشور اول از همه یک ارتش مدرن تاسیس شود و مایحتاج ارتش از طریق مالیات پرداختی مردم تامین گردد. همه این قوانین برای همه مسلمانان و غیرمسلمانان معتبر شمرده شد. همچنین بیان شد که هیچکس نباید خودسرانه مجازات شود و بایستی همه مردم از وزیر تا چوپان در برابر قانون به صورت برابر رفتار کنند.

در این دوره برای آموزش ملی، نهادی به نام مجلس معارف تشکیل شد؛ آیین نامه ای برای اجرای سیستم آموزش ابتدایی، متوسطه و دوره عالی تهیه گردید و با اصلاح مدارس قدیمی، مدارس جدید افتتاح شد.

علاوه بر مدارس مذهبی به نام دارالمعلمین و دارالمعارف، آموزشگاهی نظامی به نام مکتب ارکان حربیه به منظور آموزش افسران در استانبول افتتاح شد. مدارس رشدیه به جهت تربیت دانش آموزان برای ورود به مدارس عالی تأسیس گردید. حتی برای دختران کم سال، مدارس دخترانه رشدیه افتتاح شد.[۳۰]

در سال ۱۸۵۶ با اعمال فشار از سوی کشورهای اروپایی، به سبب عدم توجه کافی به حقوق غیرمسلمانان در قانون اصلاحات، فرمان اصلاحات صادر شد.

 

[۱] Karlofça

[۲] II. Viyana Kuşatması ve Karlofça Antlaşması hakkında ayrıntılı bilgi için bkz. Uzunçarşılı, ۲۰۰۳: ۴۳۹- ۴۵۵, ۵۸۵-۵۹۵; Kunt, 997: 35-39.

[۳] Westphalia

[۴] Pasarofca Antlaşması

[۵]  برای مطالعه تفصیلی در خصوص انتساب داماد ابراهیم پاشا به صدارت اعظم بنگرید به:

Silâhdar Fındıklılı Mehmed Ağa, 1969: 380.

[۶] Yeni paranın piyasaya çıkartılması hakkında geniş bilgi için bkz. Silâhdar Fındıklılı Mehmed Ağa, 1969: 391-392.

[۷]  در خصوص گزارش مبسوط ییرمیسگیز چلبی زاده محمد افندی بنگرید به:

Doğan, 1992: 715-719

[۸]  در خصوص عصر روشنگری بنگرید به: Atabay, 2004.

[۹]  اصطلاح رومی در عثمانی اشاره به آن دسته از تبعه بومی امپراتوری دارد که از دوره بیزانس ساکن آنجا بوده اند و تغییر آیین نداده اند./ مترجم

[۱۰] Müteferrika İbrahim Efendi

[۱۱] Yalova

[۱۲] Lale Devri

[۱۳] Kaptanı Derya Halil Paşa

[۱۴] Baron dö Tot

[۱۵]  در خصوص تاثیرات بارون دوتات و اصلاحات نظامی او بنگرید به: Yücel, 1992: 38-39, 77-80

[۱۶] Kampel Mustafa

[۱۷] Fransız Kermorvan

[۱۸]  برای اطلاع بیشتر در خصوص این مکاتبات بنگرید به: Karaer, 2010: 75-77

[۱۹]  در خصوص اطلاعات مبسوط درباره گزارش راتب افندی بنگرید به: Ziyade, 2003: 316-317

[۲۰] İradı Cedit Defterdarlığı

[۲۱] Mühendishane-i Berr-i Hümayun

[۲۲] Mühendishane-i Bahri Hümayun

[۲۳]  در خصوص موضوع سفارت در عثمانی بنگرید به: Düzbakar, 2009: 182-194

[۲۴] Rusçuk

[۲۵]  برای اطلاعات بیشتر در خصوص سند اتفاق بنگرید به: Yücel, 1992: 178-179

[۲۶] Eşkinci Ocağı

[۲۷] Vakayi Hayriye

[۲۸] Mekteb-i Tıbbiye-i Âliye-i Şâhane

[۲۹] Dâru’l-Ulûmi Hikemiye-i Osmaniye

[۳۰]  برای اطلاع بیشتر در این خصوص بنگرید به: Ortaylı, ۲۰۱۰: ۲۱۳-۲۲۱

همچنین ببینید

کتابی جدید در حوزه تاریخ دیپلماسی ایران و عثمانی

پایگاه مطالعات عثمانی: کتابی جدید در حوزه مطالعات تاریخ دیپلماسی مشترک ایران و عثمانی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *