بَکر سوباشی؛ شخصیت مشترک در تاریخ ایران و عثمانی

بَکْرِ سوباشی (صوباشی)، شحنۀ بغداد در دوران سلطان مراد چهارم، پادشاه عثمانی. از جزئیات زندگی بکر آگاهی چندانی در دست نیست. برخی از مآخذ او را رومی‌تبار و ساکن بغداد دانسته‌اند (محبی، ۱ / ۴۵۵). وی افزون بر فرماندهی نیروی ۱۲ هزار نفری از عزبها و ینی‌چریها در بغداد (راسم، ۲ / ۵۲۵؛ اوزون چارشیلی، III(1) / 153؛ لانگریگ، ۵۲)، مقام سوباشی (شحنه و وکیل امور شهر) همان جا را نیز به دست آورد (هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۱؛ عزاوی، ۳ / ۱۶۵).
نفوذ و قدرت روزافزون بکرسوباشی سبب شد که وی با استفاده از فرصتی (فرائضجی‌زاده، ۶۴۸؛ راسم، همانجا) که نابسامانیهای دربار عثمانی در سدۀ ۱۱ق / ۱۷م در اختیارش نهاده بود، نافرمانی آغاز کند (نک‍ : نعیما، ۲ / ۲۶۶ بب‍ ؛ اسکندر بیک، ۹۸۶؛ فلسفی، ۵ / ۱۱۲)؛ چنان که خود رسیدگی به همۀ امور بغداد و اطراف آن را به دست گرفت و بیگلربیگیها را اخراج کرد و یوسف پاشا والی بغداد را به قتل رساند (هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۲-۱۸۶۳؛ قره‌چلبی‌زاده، ۵۵۷؛ اوزون چارشیلی، III(1) / 154) و بر اساس فرمانی جعلی خود را حاکم بغداد خواند و آن گاه از دربار عثمانی خواست تا او را رسماً به حکومت بغداد منصوب کنند (نعیما، ۲ / ۲۷۰؛ راسم، ۲ / ۵۲۷؛ اوزون چارشیلی، همانجا؛ کامل پاشا، ۲ / ۴۵-۴۶؛ هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۳).
صدراعظم عثمانی درخواست سوباشی را نپذیرفت و سلیمان پاشا حکمران معزول دیاربکر را به پاشایی بغداد برگزید (همانجا؛ لانگریگ، ۵۴)، اما سوباشی نمایندۀ سلیمان پاشا را به بغداد راه نداد (راسم، ۲ / ۵۲۷- ۵۲۸؛ لانگریک، همانجا؛ فرائضجی‌زاده، ۶۴۸- ۶۴۹). دربار عثمانی، حافظ احمد پاشا، بیگلربیگی دیار بکر را مأمور سرکوب او کرد و امیران مرعش، سیواس، موصل، کرکوک و سپاه کردستان را نیز در اختیار حافظ پاشا قرار داد (هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۴؛ اوزون چارشیلی، III(1) / 155؛ لانگریک، همانجا؛ نعیما، ۲ / ۲۷۱؛ فرید، ۲۸۰). سوباشی برای پیش‌گیری از این امر پرداخت خراج سالانه‌ای به گردن گرفت، اما نتوانست موافقت حافظ پاشا راجلب کند (پچوی، ۲ / ۳۹۳)؛ پس با امیران سرحددار ایرانی، ازجمله امیران همدان و لرستان هم‌داستان شد و با ارسال نامه‌ای به دربار شاه عباس تعهد کرد که در صورت دفع هجوم حافظ احمد پاشا توسط ایرانیان، وی بغداد را ملک موروثی شاه ایران دانسته، آنجا را به گماشتگان دولت ایران واگذار کند (اسکندربیک، ۹۹۶-۹۹۷؛ حسینی، ۸۸۵-۸۸۶؛ لانگریگ، ۵۵؛ هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۶).
شاه عباس که از مدتها پیش در پی چنین فرصتی بود، به سرعت دست به کار شد و سوباشی را در حمایت دولت ایران قرار داد. آن گاه نماینده‌ای را نزد حافظ پاشا فرستاد و پیام و هشدار داد که چون سوباشی رعیت دولت ایران شده، و در حمایت شاه قرار گرفته است، برای حفظ صلح میان ایران و عثمانی، از اطراف بغداد عقب‌نشینی کند (اسکندربیک، ۹۹۷؛ نعیما، ۲ / ۲۷۸- ۲۷۹، ۲۸۶-۲۸۷؛ هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۷؛ لانگریگ، همانجا). از طرف دیگر سوباشی به حافظ پاشا پیام فرستاد و ضمن اعلام بی‌خبری از حرکت سپاه ایران، خواستار جلوگیری شد؛ با این همه، در بغداد به نام شاه عباس سکه زد و خطبه خواند (هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۶۷- ۱۸۶۸).
حافظ پاشا که ایرانیان را برای فتح بغداد مصمم دید، ناگزیر حکومت سوباشی بر بغداد را به رسمیت شناخت و سلطان مراد هم به درخواست او منشور حکومت را به نام سوباشی صادر کرد. سوباشی از وعده خود مبنی بر تسلیم شهر به ایرانیان عدول کرد و به توهین به قزلباش پرداخت (نعیما، ۲ / ۲۸۰؛ حسینی، ۸۸۶؛ هامرپورگشتال، ۳ / ۱۸۶۸).
شاه عباس که در این هنگام در اشرف مازندران اقامت داشت (۱۰۳۲ق / ۱۶۲۳م)، به سوی بغداد حرکت کرد (حسینی، ۸۸۶-۸۸۷) و بغداد را دو ماه به محاصره گرفت و سرانجام در صفر ۱۰۳۳ / نوامبر ۱۶۲۳ آنجا را تصرف کرد (پچوی، ۲ / ۳۹۳؛ نعیما، ۲ / ۲۸۶-۲۹۱؛ هامرپورگشتال، ۳ / ۱۸۷۰؛ اسکندر بیک، ۹۹۸- ۹۹۹؛ غالب، ۲ / ۴۱). پس از فتح بغداد که به نوشتۀ مآخذ عثمانی، بر اثر خیانت پسر بکر سوباشی، روی داد، سوباشی و اطرافیانش را دستگیر کردند و خود او را در قفسی قیر اندود آتش زدند و بر دجله انداختند (نعیما، همانجا؛ هامر پورگشتال، ۳ / ۱۸۷۰-۱۸۷۱).

مآخذ

اسکندر بیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ۱۳۵۰ش؛ پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ۱۲۳۸ق؛ حسینی جنابدی، میرزا بیک، روضه الصفویه، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ۱۳۷۸ش؛ راسم، احمد، عثمانلی تاریخی، استانبول، ۱۳۲۷- ۱۳۲۹ق؛ عزاوی، عباس، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد، ۱۳۵۷ق / ۱۹۳۹م؛ غالب، محمد، نتایج الوقوعات، استانبول، ۱۳۲۷ق؛ فرائضجی‌زاده، محمد سعید، گلشن معارف، استانبول، ۱۲۰۲ق؛ فرید، محمد، تاریخ الدوله العلیه العثمانیه، بیروت، ۱۴۰۳ق؛ فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ۱۳۵۲ش؛ قره چلبی‌زاده، عبدالعزیز، روضه الابرار، قاهره، ۱۲۴۸ق؛ کامل پاشا، تاریخ سیاسی دولت علیۀ عثمانیه، استانبول، ۱۳۲۷ق؛ محبی، محمد امین، خلاصه الاثر، قاهره، ۱۲۸۴ق؛ نعیما، مصطفى، تاریخ، استانبول، ۱۲۸۰ق؛ هامر پورگشتال، یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ زکی علی‌آبادی، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ۱۳۶۷ش؛ نیز:

Longrigg, S.H., Four Centuries of Modern Iraq, BeirutLebanon Bookshop; Uzunçarșili ,İ. H., Osmanli tarihi, Ankara, ۱۹۸۳.

علی‌اکبر دیانت

همچنین ببینید

کتابی جدید در حوزه تاریخ دیپلماسی ایران و عثمانی

پایگاه مطالعات عثمانی: کتابی جدید در حوزه مطالعات تاریخ دیپلماسی مشترک ایران و عثمانی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *